احکام و آداب رانندگان صفحه 85

صفحه 85

کرد. بنده نیز با خانواده و وسایل همراه و با زحمت بسیار ماشینی گرفتم و به شهر برگشتیم. راننده حتی فکر نکرد که آیا ما توانایی ادامۀ سفر و یا برگشت را داریم یا نه و آیا در این مکان امنیت داریم؟

به لطف خدا فردا شب با رانندۀ دیگری هماهنگ کردم. وقتی سوار اتوبوس شدیم و نشستیم، در صندلی جلو یکی از دوستان قدیمی خود را دیدم. در ضمن صحبت با او سخن از ثبت نام سفر زیارتی حج به میان آمد. او گفت: من دو فیش حج دارم و یکی را می خواهم بفروشم. بنده نیز این موقعیت را لطف الهی دانستم و مشتاقانه پذیرفتم. اینجا بود که حکمت سختیها و صبر شب قبل را فهمیدم.

ایثار در جوانی

روزی رانندۀ 30 ساله ای که نزد همکارانش به اخلاق و تدیّن معروف بود و بسیار به والدینش احترام می گذاشت، در حالی که از ازدواج او کمتر از دو سال گذشته بود، از همسر و خانواده اش خداحافظی کرد و مثل همیشه با کامیونی پر از بار به سمت مقصد حرکت کرد. تقریباً پس از یک روز به شهر مقصد رسید. در آنجا برای پرسیدن آدرس محل تخلیۀ بار، از ماشین خود پیاده می شود و به پلیسی که در آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه