- تقدیم 1
- پیشگامان اسلام 8
- موقعیت پیشگامان 9
- تابعین چه اشخاصی بودند ؟ 10
- آیا همه صحابه افراد صالحی بودند؟ 14
- توبه و جبران 18
- با صادقان باشید 22
- آیا منظور از صادقین ، تنها معصومان است ؟ 24
- کسب علم و دانش ، واجب کِفایی است 27
- جواز "تقلید" با استفاده از آیه " نَفْر" 28
- جهاد با جهل و نادانی و جهاد با دشمنان 29
- تأثیر آیات قرآن بر دل های آماده و آلوده 30
- آخرین آیات قرآن مجید 33
- سوره یُونُس 38
- خداشناسی و معاد 43
- انسان شناسی درنگاه قرآن 58
- دورنمای زندگی دنیا 63
- روسفیدان و روسیاهان 66
- عظمت و حقانیت دعوت قرآن 76
- جلوه تازه ای از اعجاز قرآن 79
- جهل و انکار 86
- در تحقق مجازات الهی برای مجرمین تردید نکنید 88
- عمل به محتوای قرآن باعث درمان دردهای شماست 90
- مراحل چهارگانه تربیت و تکامل انسان 92
- آیا قلب ، کانون احساسات است ؟ 93
- خدا همه جا ناظراست، مراقب باشید 95
- منظور از "بشارت" در این آیه چیست ؟ 103
- اولیاء خدا از دیدگاه روایات 104
- شب آرامش بخش و روز روشنی آفرین 108
- گوشه ای از مبارزات نوح 109
- رسولان بعد از نوح 112
- آیا پیامبر تردید داشت ؟ 115
- تنها یک گروه به موقع ایمان آوردند 119
- ماجرای ایمان آوردن قوم یونس 120
- تربیت و اندرز 124
- قاطعیت در برابر مشرکان 125
- آخرین سخن سوره یونس 128
- سوره هُود 131
- چهار اصل مهم در دعوت انبیاء 132
- پیوند دین و دنیا 134
آن ها همه به صورت دسته جمعی ایمان آوردند ، آن هم پیش از
فرارسیدن مجازات قطعی پروردگار ، درحالی که در میان اقوام دیگر ، گروه زیادی سرسختانه بر مخالفت خود باقی ماندند تا هنگامی که فرمان مجازات قطعی پروردگار صادر شد ، آن ها پس از مشاهده این عذاب الهی غالبا اظهار ایمان کردند ولی ایمانشان به دلیلی که سابقا گفتیم ، فایده ای نداشت .
ماجرای ایمان آوردن قوم یونس
ماجرای آن ها از این قرار بود که در تواریخ آمده است ؛ هنگامی که یونس از ایمان آوردن قوم خودکه در سرزمین « نینوا » ( در عراق ) زندگی می کردند ، مأیوس شد ، به پیشنهاد عابدی که در میان آن ها می زیست ، نفرین کرد درحالی که عالم و دانشمندی نیز در میان آن گروه بود که به یونس پیشنهاد می کرد بازهم درباره آنان دعا کند و باز هم به ارشاد بیشتر بپردازد و مأیوس نگردد. ولی یونس پس از این ماجرا از میان قوم خود بیرون رفت ، قوم اوکه صدق گفتارش را بارها آزموده بودند، گِرد مرد دانشمند اجتماع کردند ، هنوز فرمان قطعی عذاب
فرانرسیده بود ، ولی نشانه های آن کم و بیش به چشم می خورد ، آن ها موقع را غنیمت شمرده و به رهبری عالم از شهر بیرون ریختند ، درحالی که دست به دعا و تضرّع برداشته و اظهار ایمان و توبه کردند و برای این که انقلاب و توجه بیشتری در روح و جان آن ها پیدا شود ، مادران را از فرزندان جدا ساختند و لباس های درشت و خشن و کم اهمیت در تن کردند و به جستجوی پیامبر خویش برخاستند، اما