ص:392
1- (1) المقنعه: 531.
2- (2) وسائل الشیعه 454:21، باب 70 من ابواب احکام الاولاد، ح 4.
3- (3) همان، ح 2 و 7.
4- (4) النهایه: 503؛ الجامع للشرائع: 459؛ السرائر 648:2؛ قواعد الاحکام 101:3؛ تفصیل الشریعه (کتاب النکاح) 554.
5- (5) شرائع الاسلام 345:2.
6- (6) جواهر الکلام 278:31.
است، زیرا بحث در این مسأله است که آیا شیردادن به کودک بعد از دو سال، هر چند از شیر زنی باشد که دو سال از زایمان او نمی گذرد جایز است و یا خیر؟
در توجیه دیگری برای نظریه مشهور، آیه الله فاضل لنکرانی می نویسد: «دلیل این که جایز است یکی دو ماه بیش از دو سال، به کودک شیر داده شود، این است که، نوعاً تحفظّ بر دو سال نیست و چه بسا پایان زمان شیرخوارگی فراموش می شود به علاوه از شیر گرفتن کودک، به طور ناگهانی مشکل است و بیم تلف شدن او وجود دارد، زیرا طفل بسیار به آن علاقمند است، بنابراین باید به تدریج از شیر گرفته شود، در نتیجه ممکن است یکی دو ماه، بر دو سال افزوده شود».(1)
این توجیه، وجیه است ولیکن دلیلی بر اثبات آن وجود ندارد. نتیجه آن که، دلیل فقهی برای اثبات نظریه مشهور وجود ندارد، از طرفی مخالفت مشهور نیز مشکل است، بنابراین هر چند نظریه اوّل موافق با قواعد فقهی است، ولی باید در مسأله احتیاط شود و بیش از دو سال کودک را شیر ندهند.
ز: حق تغذیه کودک با شیر مادر در حقوق مدنی
قسمت اوّل ماده 1176 قانون مدنی مقرّر می دارد: «مادر مجبور نیست که به طفل خود شیر بدهد.» بنابراین، مادر ملزم به شیر دادن کودک خود نمی باشد و می تواند از آن امتناع نماید، اگر چه اجرت هم به او داده شود.
یکی از صاحب نظران در حقوق مدنی می نویسد: «چون شیر دادن احتمال دارد باعث زیان مادر شود و در واقع نوعی فداکاری است، حقوق، این انتظار را از مادر ندارد... بدین ترتیب بر خلاف مورد حضانت، که حق مادر از لوازم تکلیف او است، شیر دادن به واقع «حق» مادر است، اگر بخواهد از این حق استفاده کند پدر یا مقام عمومی نمی تواند مانع او شود، ولی هرگاه مایل نباشد، اجبار او امکان ندارد».(2)