احکام و حقوق کودکان در اسلام برگرفته از موسوعه احکام الاطفال و ادلتها جلد 1 صفحه 91

صفحه 91

ص:104


1- (1) مجمع الفائده و البرهان 195:9.
2- (2) ریاض المسائل 246:9.
3- (3) مسالک الأفهام 149:4.
4- (4) مجمع الفائده و البرهان 195:9.
5- (5) الحدائق الناضره 352:20.
6- (6) همان، تذکره الفقها 203:14-204، جواهر الکلام 50:26.
7- (7) ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی (قواعد عمومی قراردادها) 26:2.
8- (8) سید حسن امامی، حقوق مدنی 244:5.

قبل از پیروزی انقلاب در حقوق مدنی ایران، هر کس به سن هیجده سال تمام می رسید، رشید فرض می شد و خود به خود از حجر خارج می گردید و در اداره ی امور خویش استقلال پیدا می کرد.(1)

لیکن مادّه 1210 قانون مدنی اصلاحی 1370، سن هیجده سال را حذف و چنین مقرّر داشت: «هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ، به عنوان جنون و یا عدم رشد، محجور نمود. مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد».

و در تبصره 2 این ماده (الحاقی 1370) آمده است: «اموال صغیری را که بالغ شده است، در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد».

اگر چه نوعی تعارض میان متن ماده و تبصره 2 آن قابل مشاهده است، لیکن همان گونه که حقوقدانان گفته اند، بر اساس رأی وحدت رویه صادر شده از دیوان عالی کشور، متن ماده ناظر به امور غیرمالی و تبصره آن مربوط به امور مالی است.

8- سفیه در لغت و اصطلاح

سفیه در لغت یعنی ابله، کم عقل.(2) شخص سفیه را ضعیف العقل،(3) ناقص العقل (عاقل ناقص) هم می گویند. امّا ضد عاقل، مجنون است.(4)

در مجمع البحرین می نویسد: «سفیه یا مبذّر، کسی است که اموال خود را در غیر اغراض صحیح، مصرف می نماید و در معاملاتش فریب می خورد و اگر بگوییم سفیه کسی است که بی اعتنا است به آن چه می گوید و آن چه در مورد او گفته می شود، گزاف نیست».(5)

مقصود از سفیه نسبت به اموال در اصطلاح فقها و حقوق مدنی، معنای مقابل رشداست. مرحوم محقّق حلّی در این باره می نویسد: «رشد به معنی اصلاح و قدرت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه