احکام و حقوق کودکان در اسلام برگرفته از موسوعه احکام الاطفال و ادلتها جلد 2 صفحه 91

صفحه 91

ص:106


1- (1) شرائع الاسلام 286:3؛ قواعد الاحکام 203:2؛ الدروس الشرعیّه 77:3؛ مسالک الافهام 476:12؛ تحریر الوسیله 210:2.
2- (2) جواهر الکلام 184:38.
3- (3) وسائل الشیعه 125:15، باب 48 من ابواب جهاد العدّو، ح 3.
4- (4) همان 467:25، باب 22 من کتاب اللقطه، ح 2.
5- (5) همان 189:28-190، باب 8 من ابواب حدّ القذف، ح 2 و 5.
6- (6) موسوعه احکام الاطفال و ادلتّها 220:4-221.
7- (7) مفتاح الکرامه 588:17؛ جواهر الکلام 187:38.

الف: نادرست بودن اسلام کودک

بعضی از فقها معتقدند که پذیرش اسلام توسط چنین کودکی صحیح نیست(1). این عدّه برای اثبات دیدگاه خود، به حدیث رفع(2) و این که گفتار کودک دارای اعتبارنیست، استناد نموده اند. صاحب جواهر در این باره مینویسد: «قبول اسلامِ کودک منافات دارد با آن چه در حدّ ضرورت است، مبنی بر این که کودک مرفوع القلم است و گفتار او در پذیرش یا کفر، دارای اعتبار نیست، بلکه اسلام و کفر او فقط با تبعیّت است».(3)

لیکن در جواب اینان باید گفت:

اوّلاً: این دیدگاه با آن چه که بسیاری از این فقها(4) پذیرفته اند، مبنی بر این که عبادات صبی مشروعیّت دارد، در تناقض است و اگر گفتار او در تمام امور بیاعتبار باشد، نمیتواند عباداتش مشروعیّت داشته باشد.

ثانیاً: حدیث رفع دلالت دارد بر این که احکام الزامی و مشقّت آور از باب امتنان از کودک برداشته شده اند. به تعبیری دیگر، مکلّف به انجام احکام الزام آور که مخالفت آن موجب گناه باشد، نیست و امّا احکام استحبابی که شرعاً وعقلاً پسندیده میباشد، از کودک برداشته نشده است. معنای امتنانی بودن حدیث رفع نیز چنین است، بنابراین شامل اسلام کودک نمیشود، زیرا رفع آن هیچ گونه امتنانی در برندارد.

ثالثاً: به گفته بعضی از محققّین، مورد و موضوع حدیث رفع، امور اعتباری است که وضع و رفع آن در اختیار شارع باشد و اسلام از امور اعتباری نیست تا حدیث رفع آن را بردارد.(5)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه