- نکات مقدماتی بحث 1
- ملازمه مشروعیّت قضا و مشروعیّت اجرا 5
- ملازمه نظریه ولایت فقیه و مشروعیّت اجرای حدود 6
- دیدگاه های موجود در مسأله 8
- 1 - مرحوم شیخ مفید 10
- 2 - سلّار رحمه الله 10
- اشاره 10
- 3 - ابوالصلاح حلبی رحمه الله 11
- 5 - ابن سعید در 12
- 4 - ابن زهره رحمه الله 12
- 6 - شیخ طوسی 13
- 7 - ابن ادریس رحمه الله 17
- 8 - نظر علّامه حلّی رحمه الله 22
- 9 - نظر شهید اول رحمه الله 23
- 10 - اشاره به نظر محقّق ثانی رحمه الله 24
- 11 - بررسی نظر شهید ثانی رحمه الله 24
- خلاصه و نتیجۀ اقوال بیان شده 27
- بررسی ادلّۀ طرفداران دیدگاه عدم جواز 28
- بررسی ادلّه طرفداران دیدگاه جواز 35
- اشاره 35
- دلیل دوم: مقبولۀ عمر بن حنظله 37
- اشاره 37
- بررسی سند حدیث 38
- بیان استدلال به روایت 43
- اشکال 53
- پاسخ 53
- تنبیه 53
- دلیل پنجم: روایت سلیمان 57
- دلیل ششم: عدم جواز تعطیلی حدود 60
- دلیل هشتم: گسترش مفاسد در صورت تعطیلی حدود 68
- دلیل نهم: روایات دالّ بر ترغیب اجرای حدود 69
- دلیل دهم: برخی مؤیدات 70
- نقد مقالۀ «نظریۀ اقامۀ حدود» 71
- اشاره 71
- توضیح دیدگاه نویسنده 71
- نقد و بررسی 74
ص:8
1- (1) . الاشباه والنظائر، ص 122، به نقل از سنن ترمذی.
2- (2) . من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 53، ح 12؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 336.
هیچ گاه این دین اصراری بر اثبات جرم و به دنبال آن، اقامۀ حدود مترتّب بر آن را ندارد. همان طور که در موارد اثبات جرم، هیچ گاه آن را به وسیله طریقی آسان و ساده نپذیرفته است؛ تا جایی که در برخی از صورت ها، اقامه چهار شاهد عادل مرد را لازم دانسته است.
3. مؤلّفه دیگر، مواردی است که به عنوان عفو در اختیار حاکم شرع و قاضی جامع الشرائط قرار داده شده است.
4. مؤلّفه آخر آن است که بر اساس برخی روایات، در صورت جهل به حرمت و حکم، استحقاق حدّ منتفی است. به عنوان مثال، در صحیحه حلبی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «لَو أَنَّ رَجُلاً دَخَلَ فِی الإِسلامِ وَأَقَرَّ بِهِ ثُمَّ شَرِبَ الخَمرَ وَزَنَی وَأَکَلَ الرِّبَا وَلَم یَتَبَیَّنَ لَهُ شَیءٌ مِنَ الحَلالِ وَالحَرامِ لَم أَقِم عَلَیهِ الحَدِّ إِذَا کَانَ جَاهِلاً إِلّا أَن تَقُومَ عَلَیهِ البَیِّنَهُ أَنَّهُ قَرَءَ السُّورَهَ الَّتِی فِیهَا الزِّنَا وَالخَمرُ وَأَکلُ الرِّبَا وَإِذَا جَهِلَ ذلِکَ أَعلَمتُهُ وَأخبَرتُهُ فَإِن رَکِبَهُ بَعدَ ذلِکَ جَلَدتُهُ وَأَقَمتُ عَلَیهِ الحَدَّ».(1)و نیز در ضابطه کلّی و عمومی «أَیُّ رَجُلٍ رَکِبَ أَمراً بِجَهَالَهٍ فَلا شَیءَ عَلَیهِ»که هم شامل شبهات حکمیه است و هم در شبهات موضوعیه جریان دارد، هم شامل جاهل قاصر می شود و هم جاهل مقصّر، به این جهت توجه شده است. البته این نکته روشن است که لازم نیست مجرم، علم به وجود حدّ و مقدار آن داشته باشد؛ بلکه فقط باید بداند این عمل حرام است. در این صورت، استحقاق حدّ دارد؛ هرچند نداند که حدّ شرعی و عقوبت در چنین حرامی وجود دارد.