آرمیدگان در بقیع صفحه 236

صفحه 236

انس بن مالک نقل می کند که:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ(صلی الله علیه و آله) دَخَلَ عَلَی إبنِهِ إِبْرَاهِیمَ(رضی الله عنه) وَ یَجُودُ بِنَفْسِهِ، فَجَعَلَتْ عَیْنَا رَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه و آله) تَذْرِفَانِ، فَقَالَ لَهُ عبدالرحمنِ بْنُ عَوْفٍ: وَأَنْتَ یَا رَسُولَ اللهِ؟ فَقَالَ: إِنَّ الْعَیْنَ تَدْمَعُ وَالْقَلْبَ یَحْزَنُ وَ لاَ نَقُولُ إِلاَّ مَا یَرْضَی رَبُّنَا وَإِنَّا بِفِرَاقِکَ یَا إِبْرَاهِیمُ لَمَحْزُونُونَ. (1)

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) به دیدن فرزندش ابراهیم رفت او به خود می پیچید (در حال وفات بود) با دیدن این صحنه، اشک در چشمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) حلقه زد! عبدالرحمان بن عوف گفت: ای فرستاده خدا، شما هم گریه می کنید؟! فرمود: چشم اشک می ریزد، قلب اندوهگین می شود و چیزی جز آنچه که خدا را خوشنود نماید نمی گوییم و من ای ابراهیم در فراقت غمگینم.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست عبدالرحمان بن عوف را گرفته به نخلستان آمدند، وقتی دید فرزندش در دامن مادر در حال جان دادن است، او را گرفته در دامن نهاد و فرمود:

وَإِنَّا بِکَ یَا إِبْرَاهِیمُ لَمَحْزُونُون تَبْکِی الْعَیْنُ وَیَحزَنُ الْقَلْبُ وَلانَقُولُ مَا یُسْخِطُ الرَّبَّ. (2)

و ما به وضع تو ای ابراهیم غمگینیم، چشم اشکبار است و قلب اندوهبار و چیزی بر زبان نمی آوریم که خشم الهی را در پی آورد.

وفات ابراهیم و کسوف خورشید

روزی که حضرت ابراهیم، فرزند گرامی آن رسول نور و رحمت و آگاهی از دنیا رفت، خورشید گرفت. گروهی که درگیر خرافات جاهلی بودند، گفتند: چون ابراهیم، فرزند پیامبر(صلی الله علیه و آله) مرد، خورشید غمگین شد و گرفت!

پیغمبرخدا(صلی الله علیه و آله) که با عقاید خرافی و جاهلی می جنگید و می خواست تفکر و عقلانیت بر باورهای مردم حاکم باشد و خرافه از زندگی اجتماعی مسلمانان رخت بربندد، به منبر رفته، خطبه خواندند و در خطبه چنین فرمودند:


1- (1) . الطبقات الکبری، ج1، قسم1، ص88. [1]
2- (2) . بحارالأنوار، ج6، ص707. [2]
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه