- دیباچه 1
- اشاره 6
- درآمدی بر موضوع 7
- مفهوم شناسی بقیع 13
- گوناگونی بقیع ها 14
- جایگاه بقیع در اندیشه نبوی 16
- اشاره 27
- حرمت بقیع در سیره معصومین و امامان شیعه(علیهم السلام) 27
- جایگاه بقیع در سیرۀ علوی 28
- نگاه به بقیع در سیره فاطمه زهرا(علیها السلام) 30
- بقیع در نگاه امام حسن مجتبی(علیه السلام) 33
- بقیع در سیرۀ سید الشهدا(علیه السلام) 35
- جایگاه بقیع در سیرۀ امام سجاد(علیه السلام) 36
- بقیع از منظر امام صادق(علیه السلام) 37
- جایگاه والای بقیع در اندیشۀ موسی بن جعفر(علیهما السلام) 37
- حضور علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) در بقیع 38
- اشاره 40
- دیدگاه ها در عظمت بقیع 40
- جایگاه و عظمت بقیع در نگاه مسلمانان 40
- اشاره 40
- دیدگاه خلفا 41
- دیدگاه اهل سنت 41
- دیدگاه عالمان اهل سنت 44
- اشاره 53
- اشاره 56
- خفتگان در خاک مطهّر بقیع، به چند طبقه و گروه تقسیم می شوند: 56
- قبور صحابه مطهر و یاران صادق 56
- طبقات و گروه های خفته در بقیع 56
- 1. عثمان بن مظعون 56
- 2. اسعد بن زراره انصاری خزرجی 62
- 3. ابوسعید خدری 66
- 4. اسید بن حضیر بن سماک اشهلی 67
- 6. سعد بن معاذ 69
- 7. مقداد بن اسود 71
- 8. عبدالله بن مسعود 75
- 9. اسامه بن زید 79
- 10. ارقم بن ابی ارقم 82
- 11. ابوسفیان بن حارث 84
- 12. کلثوم بن هدم 85
- 13. جابر بن عبدالله انصاری 86
- 14. صهیب بن سنان 95
- 15. شمّاس بن عثمان 97
- 16. ابوقتاده انصاری 98
- 18. ابورافع 102
- 20. حاطب بن ابی بَلْتَعه 106
- 21. حکیم بن حزام 112
- 23. مالک بن قیس (ابوخیثمه) 116
- 24. ابی بن کعب، سید القرّاء 119
- 25. ابوالهیثم بن التیهان الاشهلی 125
- 27. بَرَاء بن مَعْرُور 128
- 28. بِشر بن براء بن معرور 134
- 29. عبدالله بن سلام 138
- 30. کعب بن عمرو 144
- 31. سهل بن سعد ساعدی خزرجی؛ ابوالعباس 145
- 32. جبیر بن مُطعِم 153
- 33. نوفل بن حارث 156
- 34. ابوعَبْس، عبدالرحمان 157
- 35. عبدالله بن امّ مکتوم 161
- 36. قیس بن عاصم مِنقَری 168
- 37. عبدالله بن عتیک 174
- اشاره 184
- 1. ابوهریره دوسی 186
- 2. عبدالرحمان بن عوف 195
- 4. سعد بن ابی وقاص 205
- 5. سعید بن زید 211
- 7. حکم بن ابی العاص 218
- 6. سلمه بن اکوع 218
- 8. سمره بن جندب 223
- اشاره 227
- مناقشات در حدیث از ناحیه اهل سنت 228
- اشاره 229
- 1. ابراهیم، فرزند محبوب پیامبر(صلی الله علیه و آله) 230
- 2. عباس، عموی پیامبر(صلی الله علیه و آله) 237
- 3. عقیل بن ابی طالب 250
- 4. عبدالله بن جعفر بن ابی طالب(علیه السلام) 259
- 5. محمّد حنفیّه 275
- 6. اسماعیل، فرزند امام جعفر صادق(علیه السلام) 285
- اشاره 293
- 1. امّ سلمه 294
- 5. جویریه 324
- 6. رمله (ام حبیبه) دختر ابوسفیان 328
- 8. زینب بنت خزیمه 340
- 9. صفیه دختر حُیَی بن اخطب 342
- 10. میمونه، دختر حارث الهلالیّه 345
- 11. سوده بنت زمعه بن قیس 349
- چگونگی رفتار و برخورد پیامبر(صلی الله علیه و آله) با همسران 351
- نگاهی به فرهنگ حاکم بر جزیره العرب 355
- ازدواج های پیامبر(صلی الله علیه و آله)، تابعی از مصالح کلی 357
- اشاره 364
- اهداف ازدواج ها 364
- 1. اهداف تبلیغی 364
- 2. اهداف حمایتی از ضعفا و نو مسلمانان 365
بپوشاند. پس آن گاه که یافت به نذر خود وفا کرد. (1)
وی سه سال قبل از عام الفیل در مکه به دنیا آمد. پدرش از شخصیت های بزرگ مکه بود. عباس پس از وفات پدر، مناصب مهمی را در مکه به ارث برد که از آن جمله بود: سقایت حاجیان و عمارت مسجدالحرام.
سقایه الحاج، عبارت بود از در اختیار داشتن چاه زمزم، که آن، آبِ منحصر به فرد شهر مکه بود. او خود در کنار چاه می ایستاد و حاجیان را از آب و شربت های گوناگون سیراب می کرد و گاهی هم به جای آب و شربت، شیر و عسل به مردم می داد.
عمارت مسجدالحرام هم عبارت از این بود که جمعی با هم قرارداد بسته، سوگند یاد کردند که نگذارند کسی در مسجد، کلام لغو و بیهوده به زبان آورد و یا ناسزا بگوید و اگر کسی چنین می کرد از مسجدالحرام بیرونش می کردند. رییس این جمعیت عباس ابن عبدالمطّلب بود. وی این منصب ها را پس از وفات پدرش عبدالمطّلب به عهده گرفت، با آنکه از همه برادرانش کوچک تر بود.
عباس مردی عاقل، زیرک، باتدبیر و سفره دار بود. به خصوص نسبت به خویشان و بستگانش بسیار مهربانی کرد و به آنها یاری داد و از این رو، مورد تجلیل و احترام پیامبر قرار گرفت و او را این گونه می ستود: «هذا العباس بن عبدالمطّلب أجود قریش کفاً و أوصلها رحماً» (2)؛ «او عباس، فرزند عبدالمطلب است که از همه قریش، سخی تر و نسبت به خویشان مهربان تر است».
مسلمانی عباس
عباس، عموی گرامی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از هجرت، از آن حضرت اجازه خواست که به مدینه بیاید و در آنجا مسلمانی برگزیند، اما از آن جهت که عباس، نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله)
1- (1) . پیغمبر و یاران، ج4، ص78.
2- (2) . همان