آرمیدگان در بقیع صفحه 26

صفحه 26

المدینه منها شیء، فتناول النبی شیئاً من الغمامه و أخذ منها شیئاً شبه الاترنج، فأکل و أطعم علینا، ثمّ قال: هکذا یفعل کلّ نبیّ بوصیّه. (1)

ای علی، با من بیا، آن دو با هم می رفتند و ابری بر سرشان سایه افکنده بود که در شهر مدینه سایه ای نداشت، پیامبر(صلی الله علیه و آله)، چیزی از ابر گرفت نظیر ترنج، از آن خورد و به علی(علیه السلام) هم داد. سپس فرمود: چنین کاری را هر پیامبری با وصی خود انجام می دهد.

در ادامۀ همین روایت دارد که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در بقیع اسراری را به علی(علیه السلام) منتقل فرمودند.

نتیجه

نتیجه و برداشتی که از نوع برخورد پیامبر(صلی الله علیه و آله) با بقیع و دیدگاه آن حضرت نسبت به این مکان می توان داشت، این است که بقیع در اندیشۀ نبوی، دارای جایگاهی رفیع و بلند بوده و آن حضرت، در هر موقف و زمان مناسبی که پیش می آمده، نسبت به بقیع سفارش می کرده است. رسول الله(صلی الله علیه و آله) می خواسته اند، حضور در بقیع و حرمت نهادن به آن، برای آیندگان سنت گردد و بعداً در مطاوی تاریخی خواهیم دید که مردم مدینه، پیش از رسمیت یافتن بقیع الغرقد، به عنوان قبرستان عمومی، توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) مردگان خویش را در گورستان عمومی «بنی حزام» و «بنی سالم» دفن می کردند و گاهی هم مردگان خود را در داخل منازل خویش به خاک می سپردند. اما پس از این که پیامبر(صلی الله علیه و آله)، اسعد بن زراره و عثمان بن مظعون و فرزندش ابراهیم را در قبرستان بقیع دفن کرده، این محل مورد توجه واقع شد و رسمیت یافت و پس از آن مردم مدینه، درگذشتگان خود را به این قبرستان می آوردند و با سنت ها و تشریفاتی که از دوران پیامبر(صلی الله علیه و آله) به یادگار مانده بود، مردگان خویش را دفن می کردند.

مردم مدینه، با اقتدا به آن حضرت، خارهای غرقد را از آن ستردند و به طورکامل


1- (1) . ر. ک: مدینه المعاجز، بحرانی، سید هاشم، ج1، ص285. [1]
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه