آرمیدگان در بقیع صفحه 326

صفحه 326

عایشه گوید: لحظه ای که جویریه را دیدم، ناراحت شدم؛ زیرا ترسیدم او به ازدواج پیامبر(صلی الله علیه و آله) درآید و رقیب و هووی من شود، که چنین هم شد! او خواسته اش را به عرض پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسانید و گفت: ای فرستاده خدا! من جویریه دختر حارث بن ابی ضرار، از بنی مصطلق هستم. می دانید که به چه مصیبتی گرفتار شده ام! ثابت بن قیس مرا مکاتبه کرده، پس اگر ممکن است کمکم کنید تا آزاد شوم.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «به نفع تو است که مال المکاتبه ات را بپردازم و تو را به عقد خود درآورم».

جویریه گفت: «موافقم و مانعی در این کار نمی بینم».

بدین سان، پیامبر(صلی الله علیه و آله) وی را به عقد خویش درآورد. وقتی مسلمانان از این ماجرا آگاه شدند، گفتند: پیامبر(صلی الله علیه و آله) داماد قبیله بنی المصطلق شد، پس سزاوار نیست این قبیله به عنوان برده و زیردست مسلمانان باشند، لذا همه اسیران این طایفه را آزاد کردند که در مجموع به صد خانوار می رسید.

نقل شده است که عایشه گفت: «در تاریخ کسی سراغ ندارد که ازدواج زنی تا این حد به قبیله اش خیر رسانده باشد!» (1)

مسلمانی پدر جویریه

وقتی خبر اسارت جویریه به پدرش، حارث بن ابی ضرار - که رییس قبیله بنی مصطلق بود- رسید، تصمیم گرفت با هر اقدام صلح جویانه و مسالمت آمیزی دخترش را آزاد کند.

او پس از شنیدن خبر اسارت دخترش، تعدادی از شترانش را برداشت و به قصد آزادی دخترش راهی مدینه شد، در میان راه، دو نفر از شترانش را که در نظرش پسندیده بود، در وادی عقیق، در میان یکی از دره ها عقال کرد. (زانوهایشان را بست) تا


1- (1) . اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ج5، ص420.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه