مکاسب محرمه: درس های خارج فقه حضرت آیه الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی دام ظله جلد دوم صفحه 100

صفحه 100

ص:103


1- (1) . در این باب، روایاتی هست مبنی بر جواز بیع آب انگور و یا خود انگور به کسی که می دانیم با این انگور خمر درست می کند.
2- (2) . وسائل الشیعه: ج 17 ص 230.
3- (3) . «الدَّنُّ: ما عَظُمَ من الرَّواقیدِ، وجَمعُه دِنانٌ» (المحیط فی اللغه: ج 9 ص 262)
4- (4) . مفتاح الکرامه: ج 4 ص 12.
5- (5) . مستند الشیعه: ج 14 ص 68.

1- بررسی سند روایت:

«حنّان» ظاهراً «حنّان بن سدیر صیرفی» است. حنّان بن سدیر محلّ اختلاف است؛ ولی بیشتر رجالیان به وثاقت او قائل اند.(1) «أبو کهمس»(2) [که در سند برخی از روایات به صورت «أبو کهمش» آمده است] کنیۀ دو نفر است: یکی «هیثم بن عبداللّه» و دیگری «هیثم بن عبید». البتّه به نظر می رسد که این دو، یک نفر باشند؛ زیرا اختلافشان تنها در نام پدر است که آن هم بسیار شبیه است. در هر صورت - چه یک نفر باشند و چه دو نفر - هیچ کدام در کتب رجال، توثیق ندارند.(3) بنا بر این، این روایت هم مشکل سند دارد.

2- نقد و بررسی دلالت روایت:

1. اشکال اوّل: این روایت دربارۀ عصیری است که در خمره می مانده و خود به خود، غلیان پیدا می کرده است. بنا بر این، این روایت اصلاً از محلّ بحث خارج است. در صفحات پیشین گفته شد که عصیر، یا خود به خود می جوشد و یا به وسیلۀ آتش. اگر خود به خود بجوشد، حکم خمر دارد و طهارتش به این است که سرکه شود. پس این مورد، از بحث ما خارج است؛ زیرا بحث ما دربارۀ فروش عصیری است که به وسیلۀ آتش، جوشانده شده و طهارتش به این است که دو سومش تبخیر شود؛ یعنی آیا فروش این عصیر، پیش از جوشیدن کامل و تبخیر دو سوم، جایز است یا خیر؟ عبارت

«أجعله فی الدنان» قرینۀ روشنی است بر این که روایت، مربوط به غلیان بنفسه است و شامل غلیان به وسیلۀ آتش نیست. بنا بر این، از محلّ نزاع خارج است.

پاسخ اشکال نخست: به نظر می رسد که این اشکال چندان موجّه نیست؛ زیرا عبارت

«و إن غلی» در کلام امام علیه السلام که می فرماید:

«و إن غَلی فلا یحلّ بیعُه»، اطلاق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه