- اشاره 1
- بخش سوم: اکتساب با اعیان متنجّس 1
- اشاره 3
- گفتار نخست: تفصیل شیخ انصاری میان انواع متنجّسات 4
- بند نخست: بررسی کلمات علما 4
- اشاره 4
- الف) کلام علاّمۀ حلّی 4
- اشاره 4
- ب) کلام شیخ طوسی 5
- اشاره 6
- بند نخست: ادلّۀ شیخ انصاری 6
- گفتار دوم: ادلّۀ عدم جواز بیع متنجّس 6
- ب) دلیل دوم: 9
- ج) دلیل سوم: 9
- بند دوم: استدلال به اجماع 12
- الف) آیۀ نخست: 13
- بند سوم: استدلال به آیات 13
- 2- نقد محقّق خوئی 14
- 3- نقد امام خمینی 16
- ب) آیۀ دوم: 17
- - نکته ای دربارۀ تخصیص اکثر 19
- ج) آیۀ سوّم: 20
- اشاره 22
- بند چهارم: استدلال به روایات 22
- 1- روایت نخست: 22
- الف) گروه نخست: روایات آب متنجّس 22
- 2- روایت دوم: 24
- ب) گروه دوم: روایات اهراق آب گوشت 26
- 1- بررسی سند: 28
- 2- بیان استدلال به روایت: 29
- 3- نقد استدلال به روایت 30
- بند پنجم: نتیجۀ بررسی ادلّه 31
- اشاره 32
- گفتار سوم: وجوب اعلام نجاست به مشتری 32
- الف) احتمال نخست: 32
- اشاره 34
- 1- بررسی یک اشکال و مراد امام علیه السلام از «یُعید» 36
- 2- دیدگاه امام خمینی دربارۀ وجوب اعلام 37
- اشاره 41
- ادلّۀ حرمت بیع مسوخ 42
- 1- نجاست مسوخ 42
- 2- حرمت اکل مسوخ 43
- 3- اجماع 45
- 4- استدلال به روایات 47
- اشاره 51
- گفتار نخست: اقسام کافر و حکم آنها 52
- مقدّمه 52
- نکتۀ نخست: مجرای حکم ارتداد و آیۀ «لَاإکْرَاهَ فی الدینِ» 53
- نکاتی دربارۀ ارتداد 53
- الف) احتمال نخست: 54
- نکتۀ دوم: احتمالاتی در معنای آیۀ «لَاإکْرَاهَ فِی الدِّینِ» 54
- ب) احتمال دوم: 55
- نکتۀ سوم: شرط حکم ارتداد 56
- نکتۀ چهارم: اشاره ای در باب لزوم مقارنه میان احکام 57
- گفتار دوم: بیع عبد کافر 58
- مقدّمه 58
- بند اوّل: اقوال برخی فقها در مسئلۀ بیع عبد کافر 59
- الف) دیدگاه علاّمۀ حلّی 59
- دلیل اوّل: اجماع 61
- بند دوم: دلایل جواز بیع عبد کافر 61
- - نقد استدلال به اجماع 63
- دلیل دوم: روایات دال بر جواز بیع عبد کافر 65
- الف) دلیل نخست: 67
- اشاره 67
- بند سوم: ادلّۀ ممنوعیت بیع کافر فطری 67
- ب) دلیل دوم: 69
- گفتار سوم: اباحۀ اموال کفّار برای مسلمانان 70
- اشاره 70
- بند دوم: کافر حربی کیست؟ 73
- بند سوم: قرائن منع تصرّف 74
- الف) باب ودیعه 74
- ب) باب غصب 75
- ج) باب وصیّت 76
- بند چهارم: اقتضای حکم اوّلی 76
- بند پنجم: اقتضای حکم ثانوی 77
- اشاره 79
- گفتار نخست: اشاره های مقدّماتی دربارۀ فشردۀ انگور 80
- الف) تعیین محلّ نزاع 80
- ج) طهارت و نجاست فشرده انگور 81
- ب) حرمت فشردۀ انگور 81
- د) آیا عصیر عنب از مصادیق «خمر» است؟ 83
- ه) تفاوت غلیان بنفسه و غلیان بالنار در مسئلۀ بیع 87
- گفتار دوم: جواز یا حرمت بیع فشرده انگور 88
- اشاره 88
- بند نخست: بررسی مقدّمات استدلال 89
- الف) استدلال به نجاست: 89
- ب) استدلال به حرمت: 90
- 1- مالیّت فشردۀ انگور از نگاه شیخ انصاری: 91
- ج) استدلال به عدم مالیّت: 91
- 2- اشکالات محقّق ایروانی بر شیخ انصاری: 92
- 3- اشکال محقّق کرکی بر فتوای علاّمه 94
- 4- پاسخ شیخ انصاری 94
- 5- اشکال محقّق ایروانی بر پاسخ شیخ 95
- 6- نتیجۀ بحث: 96
- بند دوم: بررسی روایات مانعه 96
- اشاره 96
- الف) روایت نخست: 97
- ب) روایت دوم: 98
- 2- نقد و بررسی دلالت روایت: 100
- ج) روایت سوم: 104
- 1- بررسی سند روایت: 104
- 2- بررسی دلالت روایت: 108
- د) نتیجۀ بحث و بیان دیدگاه برگزیده 114
- اشاره 115
- گفتار نخست: مباحث مقدّماتی 117
- بند نخست: آیا استثنای بیع متنجّس، استثنای متّصل است یا منقطع؟ 117
- بند دوم: تفکیک «نجس» و «متنجّس» در کلام متأخّران 118
- گفتار دوم: ادلّۀ استثنای بیع روغن متنجّس 120
- اشاره 120
- دلیل نخست: مقتضای قاعده 120
- دلیل دوم: اجماع 124
- 1- روایت نخست: 125
- 2- روایت دوم: 125
- اشاره 125
- الف) گروه نخست از روایات 125
- 3- روایت سوم: 126
- ب) گروه دوم از روایات 127
- ج) گروه سوم از روایات 127
- د) جمع بندی روایات 129
- بند دوم: اشتراط استصباح در بیع روغن متنجّس 130
- بند نخست: حکم بیع روغن متنجّس به شرط أکل 130
- گفتار سوم: فروع بیع روغن متنجّس 130
- اشاره 130
- الف) بررسی اقوال در این مسئله 131
- ب) بررسی قواعد اوّلی در مسئله 132
- 2- دیدگاه برگزیده دربارۀ اقتضای قاعدۀ اوّلی 136
- ج) بررسی نسبت قاعدۀ اوّلی با روایات 137
- 1- مرور روایات: 138
- 2- پاسخ به توهّم ظهور روایات: 139
- اشاره 140
- بند سوم: اعلام نجاست به مشتری 140
- الف) ارتباط شرطیت استصباح با وجوب اعلام 141
- 2- پاسخ اشکال محقّق خوئی: 142
- 1- نقد محقّق خوئی بر شیخ انصاری: 142
- 1- اشکال صغروی: 143
- ب) استدلال بر وجوب اعلام 143
- 2- اشکال کبروی: 147
- ج) دلالت روایات بر وجوب شرطی یا شرعی 148
- 3- نتیجۀ بررسی استدلال: 148
- 1- استنباط نهایی از روایات: 149
- 2- مقصود از وجوب نفسی در این بحث: 150
- 3- دیدگاه امام خمینی در این مسئله 151
- اشاره 152
- بند چهارم: حکم القای مسلمان در حرام و بررسی قاعدۀ غرور 152
- 2- روایات گروه دوم: 153
- 1- روایات گروه نخست: 153
- 3- روایات گروه سوم: 159
- 4- روایات گروه چهارم: 164
- 5- روایات گروه پنجم: 165
- 6- روایات گروه ششم: 166
- 7- مؤیّد حرمت تغریر جاهل: 166
- 8- دیدگاه امام خمینی دربارۀ قاعدۀ تغریر: 167
- 1- بررسی دیدگاه شیخ انصاری 167
- ب) مقتضای قاعده در تغریر جاهل 167
- 2- بررسی دیدگاه محقّق خوئی 168
- 3- دیدگاه امام خمینی 169
- 4- دیدگاه برگزیده دربارۀ مقتضای قاعده 170
- 2- صورت دوم: 171
- 1- صورت نخست: 171
- 3- صورت سوم: 172
- 4- صورت چهارم: 173
- 1- اشکال نخست: 175
- د) اشکالات وارد بر تقسیم شیخ انصاری 175
- 2- اشکال دوم: 178
- 3- اشکال سوم: 178
- 4- اشکال چهارم: 179
- 5- اشکال پنجم: 182
- 6- اشکال امام خمینی به سخن شیخ: 183
- 7- اشکال محشّین بر شیخ انصاری: 185
- 8- اشکال محقّق خوئی بر تقسیم شیخ انصاری: 186
- بند پنجم: اشتراط استصباح زیر آسمان 193
- الف) بررسی دیدگاه ها 193
- اشاره 193
- 1- فتوای شیخ مفید: 195
- 2- فتاوای شیخ طوسی: 196
- 5- فتوای ابن برّاج: 198
- 4- فتوای علاّمۀ حلّی: 198
- 7- فتوای ابن زهره: 199
- 6- فتوای محقّق حلّی: 199
- 1- اجماع: 202
- ج) ادلّۀ قائلان به استصباح زیر آسمان 202
- 3- روایت مرسله: 203
- 2- شهرت فتوایی: 203
- د) وجه جمع میان روایت مرسله با روایات مطلق 204
- 1- دیدگاه شیخ اعظم و امام خمینی 204
- 2- دیدگاه برگزیده 205
- 3- اشکال محقّق خوئی دربارۀ عدم امکان تقیید 206
- 4- بررسی تعبّدی بودن استصباح زیر آسمان 207
- 5- تحقیق دربارۀ مسئلۀ نجاست دود و بخار 208
- 6- بیان برگزیده برای جمع میان روایات 209
- 7- رابطۀ استحباب، ارشاد و تعبّد 210
- اشاره 211
- بند ششم: استفاده از روغن متنجّس برای غیر استصباح 211
- الف) بررسی روایات 212
- ب) قاعده و اصل اوّلی در انتفاع از شیء متنجّس 214
- ج) بررسی ادلّۀ حاکم بر قاعدۀ اوّلی 220
- 1- بررسی آیات 222
- 2- بررسی روایات 237
- 3- بررسی اجماع: 240
- اشاره 253
- بند هفتم: بیع روغن متنجّس برای غیر استصباح 253
- - آیا خود «بیع» از مصادیق انتفاع نیست؟ 254
- اشاره 257
- گفتار نخست: بررسی جریان استصحاب در مسئله 258
- اشاره 258
- بند نخست: جریان استصحاب در احکام کلّی 259
- الف) دیدگاه فاضل نراقی: 259
- اشاره 259
- ب) دیدگاه شیخ انصاری: 263
- الف) تبیین استصحاب تعلیقی 264
- اشاره 264
- ب) محلّ اختلاف دربارۀ صحّت استصحاب تعلیقی 265
- گفتار دوم: اصل اوّلی در بیع عین نجس 267
- اشاره 267
- 1- اجماع 268
- الف) ادلّۀ قائلان به عدم جواز انتفاع از نجس العین 268
- اشاره 268
- 2- آیات قرآن 270
- 3- روایات 275
- اشاره 279
- ب) مقصود از انتفاع حرام 279
- 1- انصراف: 280
- 2- ظهور عرفی: 281
- 3- دیدگاه برگزیده: 281
- 5- بررسی روایت حسن بن محبوب: 282
- 4- جریان بحث در سایر اعیان نجس: 282
- گفتار سوم: ملازمۀ مالیّت شیء نجس و انتفاع به آن 285
- اشاره 285
- الف) دیدگاه شیخ انصاری 285
- ب) دیدگاه محقّق خوئی 287
- 1- دیدگاه ایشان دربارۀ منفعت و مالیّت: 289
- ج) دیدگاه محقّق ایروانی 289
- گفتار چهارم: حقّ اختصاص 293
- اشاره 293
- بند نخست: عدم عنایت شیخ به مسئلۀ «مالکیّت» 294
- بند دوم: دیدگاه شیخ دربارۀ حقّ اختصاص 295
- اشاره 296
- بند سوم: بررسی ادلّۀ «حقّ اختصاص» 296
- الف) «حیازت» و ادلّۀ آن 298
- 1- مرسلۀ «مَن حاز ملک»: 298
- 3- روایات سبق: 302
- 2- سیرۀ عقلا: 302
- 4- صحیحۀ عبداللّه بن سنان: 307
- 5- موثّقۀ یونس بن یعقوب 308
- 6- اعتبار قصد حیازت و قصد انتفاع: 309
- 1- اشکال اوّل: 312
- 2- اشکال دوم: 313
- اشاره 315
- اشاره 317
- اشاره 318
- گفتار نخست: ادلّۀ لزوم رعایت «حقّ تألیف» 318
- بند نخست: استدلال به سیرۀ عقلا 318
- اشاره 318
- 1- جریان سیرۀ عقلایی در «حکم» و «موضوع» 319
- الف) نکاتی دربارۀ سیرۀ عقلا 319
- 2- بررسی موارد مراجعه به عرف 320
- 1- تبیین مسئله تحت عنوان «حق» 321
- ب) تنقیح مسئلۀ «حقّ تألیف» بر اساس موضوع 321
- 2- تبیین مسئله تحت عنوان «مالیّت» 323
- 3- اشکال اجتماع «حق» و «مال» در یک شیء 326
- 1- اشکال در سیره های مربوط به موضوع 328
- د) بررسی اشکال در حجّیت سیرۀ عقلا 328
- 2- اشکال در سیره های مربوط به حکم 333
- ه) نتیجۀ بررسی استدلال به سیرۀ عقلا 345
- الف) آیۀ «أَوْفُوا بِالْعُقُود» 346
- بند دوم: استدلال به آیات و روایات 346
- ب) استدلال به قاعدۀ «لاضرر» 347
- ج) تمسّک به ادلّۀ حرمت غصب و سرقت 348
- بند سوم: استدلال به دلیل عقلی 349
- الف) بیان نخست: قبح ظلم 349
- ب) بیان دوم: اولویّت انسان در استفاده از منافع فعل خود 350
- ج) بیان سوم: حفظ نظام اجتماعی 351
- د) نارسایی دلیل عقلی از حکم وضعی 353
- بند چهارم: الزام به رعایت «حقّ تألیف» از طریق ولایت فقیه 354
- اشاره 354
- 1- طرح بحث 355
- 2- اشکال استدلال از طریق «ولایت فقیه» 356
- بند ششم: نتیجۀ بررسی ادلّۀ لزوم حقّ تألیف 357
- بند پنجم: دلیل لزوم «حقّ تالیف» در فقه اهل سنّت 357
- گفتار دوم: دلایل مخالفان لزوم «حقّ تألیف» 358
- تنبیه نخست: اشتراط حقّ تألیف 362
- اشاره 362
- تنبیه دوم: ایجاد حقّ تألیف توسّط قانون 363
- تنبیه سوم: حقّ مالی بودن حقّ تألیف 366
- مقدّمه 377
- اشاره 377
- گفتار نخست: حرمت بیع هیاکل عبادت 379
- بند اوّل: مقصود از حرمت در این بحث 379
- اشاره 379
- ب) دیدگاه امام خمینی 381
- اشاره 382
- بند دوم: بررسی دلایل 382
- الف) اجماع 382
- ج) استدلال به آیۀ تجارت 384
- 1- مقصود از «باطل» 384
- 2- بررسی معنای «باء» در «بالباطل» 385
- د) استدلال به آیۀ «إنّما الخَمْر وَالمَیْسر» 387
- و) استدلال به روایت تحف العقول 388
- ه) استدلال به آیۀ «وَالرُّجز فَاهجُر» 388
- 1- بررسی استدلال 390
- 2- فروع روایت 392
- ز) استدلال به روایت نبوی 393
- ح) استدلال به صحیحۀ عمر بن اذَینه 394
- 2- استدلال محقّق خوئی به دلیل هشتم 395
- 1- دلیل تفصیل امام علیه السلام بین آلات لهو و صلیب 395
- س) استدلال امام خمینی بر حرمت بیع هیاکل عبادت 397
- 1- بررسی استدلال به حکم عقل 400
- 2- بررسی تنقیح مناط امام خمینی 401
- اشاره 402
- گفتار دوم: بیع هیاکل عبادت به لحاظ منفعت حلال 402
- بند اوّل: ملاک جواز بیع 402
- 3- بررسی مؤیّد استدلال امام خمینی 402
- الف) دیدگاه امام خمینی 403
- 1- ادلّه، شامل موارد مظنون و محتمل نیست 404
- 2- روشن بودن اولویت موضوع اوثان نسبت به نفوس 404
- 3- اشکال امام خمینی بر بیع هیاکل عبادت به قصد شکستن 405
- اشاره 406
- بند دوم: بیع به لحاظ مادّه 406
- الف) آیا می توان ثمن هیئت و مادّه را جدا دانست؟ 406
- ب) بررسی اقوال علما 407
- 1- دیدگاه کاشف الغطاء: 408
- 2- دیدگاه علاّمۀ حلّی: 410
- 3- دیدگاه محقّق ایروانی: 412
- 4- دیدگاه امام خمینی: 413
- 5- خلاصۀ اقوال و بیان دیدگاه برگزیده 416
- اشاره 419
- مقدّمه 420
- گفتار نخست: مراد از «قِمار» 421
- گفتار دوم: دلایل حرمت بیع آلات قِمار 422
- الف) اجماع 422
- 1- روایت أبی الجارود 424
- ب) روایات 424
- 2- صحیحۀ ابی بصیر 425
- 4- صحیحۀ معمّر بن خلاد 428
- گفتار سوم: مصادیق آلات قمار 429
- اشاره 429
- الف) دیدگاه امام خمینی 430
- 1- الغای خصوصیت 430
- 2- استناد امام خمینی به صحیحۀ معمّر بن خلّاد 431
- ج) دیدگاه برگزیده 435
- اشاره 436
- گفتار چهارم: بیع آلت قمار به لحاظ منفعت حلال 436
- الف) بررسی شرط زوال صفت 436
- ب) بیان دیدگاه برگزیده 438
- اشاره 441
- اشاره 442
- گفتار نخست: ادلّۀ حرمت بیع آلات لهو 442
- اشاره 443
- 2- آیۀ شریفۀ «إِنَّمَا الْخَمْر والمیسر» 443
- 1- دلیلی عقلی 443
- 4- شرط جریان دلایل آلات قمار در بحث آلات لهو 444
- ب) بررسی دلایل خاص 445
- 1- روایت أبی أمامه 445
- 2- اجماع 446
- اشاره 451
- الف) اجماع 451
- گفتار دوم: بیع آلات لهو به لحاظ منفعت حلال 451
- ج) روایت أبی أمامه 452
- اشاره 455
- گفتار نخست: مرور اقوال 456
- گفتار دوم: مرور دلایل 458
- الف) اجماع 458
- 1- روایات مقیّد 459
- ب) روایات 459
- اشاره 459
- 2- روایات مطلق 460
- گفتار سوم: بررسی دلایل 462
- اشاره 462
- ب) بررسی دیدگاه محقّق خوئی دربارۀ روایت سوم 463
- الف) بررسی احتمال حمل مطلق بر مقیّد 463
- ج) بیان دیدگاه برگزیده با توجّه به مناسبت حکم و موضوع 464
- اشاره 467
- 1- روایت جعفی 468
- الف) دلایل مسئله 468
- گفتار نخست: استفاده از دراهم مغشوشه به عنوان تزیین 468
- اشاره 468
- 2- روایت موسی بن بکر 469
- ب) بررسی دلایل و بیان دیدگاه برگزیده 469
- اشاره 470
- گفتار دوم: استفاده از درهم های مغشوش به عنوان عوض 470
- الف) مبیع، درهم کلّی باشد 470
- ب) مبیع، درهم معیّن خارجی باشد 471
- 1- فرض آگاه بودن فروشنده و خریدار 471
- اشاره 471
- 2- فرض ناآگاه بودن فروشنده و خریدار 472
- 3- فرض آگاه بودن یکی و ناآگاه بودن دیگری 474
ص:109
1- (1) . روایت نخست: «علی بن محمّد قال حدثنی محمّد بن محمّد عن محمّد بن علی الهمدانی عن رجل عن علی بن أبی حمزه، قال: شکوتُ إلی أبی الحسن علیه السلام وحدثتُه بالحدیث عن أبیه و عن جدّه، فقال علیه السلام: یا علی هکذا قال أبی وجدّی، قال: فبکیتُ، ثمّ قال علیه السلام: أو قد سألت اللّه لک أو سأله لک فی العلانیه أن یغفر لک» (رجال الکشّی: ص 403).روایت دوم: «وجدت بخط جبرئیل بن أحمد: حدثنی محمّد بن عبد اللّه بن مهران عن محمّد بن علی الصیرفی عن الحسن بن علی بن أبی حمزه عن أبیه، قال: دخلت المدینه و أنا مریض شدید المرض و کان أصحابنا یدخلون علیّ ولا أعقل بهم، وذلک أنّه أصابنی حمی فذهب عقلی، و أخبرنی إسحاق بن عمّار أنّه أقام بالمدینه ثلاثه أیّام لا یشکّ أنه لا یخرج منها حتّی یدفننی ویصلّی علی، و خرج إسحاق بن عمّار وافقت بعد ما خرج إسحاق فقلت لأصحابی: افتحوا کیسی وأخرجوا منه مائه دینار فأقسموها علی أصحابنا وأرسل إلی أبو الحسن علیه السلام بقدح فیه ماء، فقال الرسول: یقول لک أبو الحسن علیه السلام: إشرب هذا الماء فإنّ فیه شفاءک إن شاء اللّه. ففعلتُ فأسهل بطنی، فأخرج اللّه ما کنت أجده فی بطنی من الأذی، و دخلتُ علی أبی الحسن علیه السلام فقال: یا علیّ أمّا إنّ أجلک قد حضر مرّه بعد مرّه، فخرجتُ إلی مکّه فلقیتُ إسحاق بن عمّار، فقال: و اللّه لقد أقمت بالمدینه ثلاثه أیّام ما شککت إلّاأنّک ستموت، فأخبِرنی بقصّتک، فأخبرتُه بما صنعت وما قال لی أبو الحسن علیه السلام ممّا أنسأ اللّه فی عمری مرّه بعد مرّه من الموت و أصابنی مثل ما أصاب، فقلتُ: یا إسحاق إنّه إمام ابن إمام، وبهذا یُعرف الإمام» (رجال الکشّی: ص 445).
2- (2) . محقّق خوئی دربارۀ سند این دو روایت می گوید: «ولکنّ الروایه الأولی ضعیفه و لا أقل من جهه الإرسال و محمّد بن علی الهمدانی. و الثانیه کذلک من جهه محمّد بن عبد اللّه بن مهران و الصیرفی و الحسن بن علی مضافاً إلی أنّه لا دلاله فیهما فإنّ الظاهر أنّ المراد بأبی الحسن علیه السلام فیهما هو موسی بن جعفر علیه السلام نعم لو تمّت الروایه الأولی کانت فیها دلاله علی حسن عاقبه علی بن أبی حمزه» (معجم رجال الحدیث: ج 11 ص 223).
3- (3) . ر. ک: خاتمه المستدرک: ج 4 ص 464-471؛ معجم رجال الحدیث: ج 11 ص 223.
4- (4) . الفهرست: ص 283.
5- (5) . رجال الطوسی: ص 339.
6- (6) . «اصل» در اصطلاح علم درایه و رجال، مهم تر از «کتاب» است.
تعبیر «له اصلٌ» یا «له کتابٌ» در مورد او وارد شده باشد، این توثیق به شمار نمی رود،(1)
بجز وحید بهبهانی رحمه الله که معتقد است عبارت «له اصلٌ» یا «له کتابٌ» از تعابیری است که از آن مدح استفاده می شود.(2)
قرینۀ دوم این است که نام علی بن ابی حمزه، در اسناد کامل الزیارات واقع شده است و علی بن قولویه رحمه الله در ابتدای کامل الزیارات، ادّعا کرده است که حدیثی در این کتاب نقل نمی کند، مگر از افرادی که موثّق هستند. به این گونه تعابیر اصطلاحاً «توثیق عام» می گویند.(3) اینک سخن این است که آیا «توثیق عام» اعتبار دارد یا اعتبار ندارد؟ برخی از بزرگان، توثیق عام را معتبر و کافی می دانند.(4)
محقّق خوئی قدس سره در اوایل مباحث فقهی شان، توثیق عام را قبول داشتند و روایات