مکاسب محرمه: درس های خارج فقه حضرت آیه الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی دام ظله جلد دوم صفحه 294

صفحه 294

ص:297


1- (1) . سورۀ نساء: آیۀ 29.

نجس شود، کسی که قبلاً مالک این گوسفند بوده است، اکنون نسبت به مردار این گوسفند «حقّ اختصاص» دارد؟(1)

بند نخست: عدم عنایت شیخ به مسئلۀ «مالکیّت»

پیش از بحث دربارۀ ادلّۀ «حقّ اختصاص»، لازم است به این نکته توجّه شود که چرا شیخ رحمه الله «حقّ اختصاص» را در این جا مطرح کرده است، در حالی که در این جا امری بالاتر از «حق» به نام «ملکیت» وجود دارد؟ چرا شیخ رحمه الله مسئلۀ ملکیت را مغفول گذاشته است؟

توضیح آن که: وقتی شارع از خرید و فروش شیئی مانند مردار، نهی می کند و یا مثلاً می فرماید: «ثمن العذره سحتٌ»، در اثر این نهی، «مالیّت» آن شیء از بین می رود.

سؤال این است که آیا این نهی شارع، علاوه بر این که مالیّت را از بین می برد، «ملکیت» را هم نابود می کند؟ اگر کسی آب انگوری داشت و آن آب انگور تبدیل به خمر شد، شارع می فرماید: «بیع الخمر حرامٌ». با این نهی، اگرچه آن خمر مالیّت عرفی دارد، امّا شارع مالیّت آن را - دست کم در منافع حرامش - الغا کرده است. شیخ رحمه الله در این جا می فرماید: شیئی که اکنون مالیّتش الغا شده و معاوضۀ آن صحیح نیست، هرچند مالیّت ندارد، ولی مصداق حقّی است به نام «حقّ اختصاص» که به موجب آن، شخصی که قبلاً مالک آن بوده است، می تواند نسبت به این حق، مصالحه کند.

سؤال این است که با وجود «ملکیت»، چرا شیخ رحمه الله سراغ «حقّ اختصاص» می رود، در حالی که «حق» یک سلطنت ضعیف است و نسبت به «ملکیت» در مرتبۀ ضعیف تری قرار دارد. وقتی شارع نهی می کند و می فرماید:

«ثمن الخمر سحتٌ» یا

«بیع الخمر حرامٌ»، این نهی فقط مالیّت شرعی را الغا می کند؛ امّا آیا این عدم مالیّت شرعی به این معناست که ملکیت آن هم از بین رفته است؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه