مکاسب محرمه: درس های خارج فقه حضرت آیه الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی دام ظله جلد دوم صفحه 313

صفحه 313

ص:316


1- (1) . کتاب المکاسب: ج 1 ص 57.

برخی اوصاف باشد، چه بسا از نظر عرف، موضوع مشکوک با موضوع متیقّن وحدت داشته باشند، مثل آبی که قبلاً متغیّر بوده و علم به نجاستش داشته ایم، ولی پس از مدّتی تغییر آب از بین رفته است. در این جا نجاست آب استصحاب می شود.

در مثال گوسفند نیز این طور نیست که ذات میته با گوسفند فرق کرده باشد؛ بلکه تغییر، تغییر در حالت است و تغییر در حالت، مانع از وحدت موضوع و جریان استصحاب نیست. بنا بر این، در این جا منعی برای جریان استصحاب وجود ندارد.

2- اشکال دوم:

اشکال دیگری در مورد استصحاب به نظر می رسد و آن این که این استصحاب از قسم استصحاب کلّی است، به این بیان که قبلاً میان مالک و این مال، حقّی بود در ضمن فردی به نام ملکیت. پس از تبدیل این مال به مردار، ملکیت آن از بین رفته است و با از بین رفتن این فرد، شک می کنیم که آیا آن کلّی در ضمن فرد دیگر، محقّق است یا نه؟ این همان استصحاب کلّی قسم دوم است.

استصحاب کلّی سه قسم است: در کلّی قسم اوّل، کلّی در ضمن یک فرد را در ضمن همان فرد استصحاب می کنیم. امّا در کلّی قسم دوم، مثال شیخ رحمه الله در رسائل این است که ما یقین داریم به این که کلّی حیوان در ضمن فردی به نام فیل بوده است، اکنون یقین داریم که آن فرد زائل شده و شک می کنیم که آیا آن حیوان کلّی در ضمن فرد دیگر حاصل شده است یا نه. جریان استصحاب در این قسم محلّ اختلاف است.

برخی این استصحاب کلّی را جاری می دانند؛ امّا بیشتر علما این استصحاب کلّی را جاری نمی دانند.(1)

در مسئلۀ مورد بحث، کلّیِ پیوند میان مالک و مال، قبلاً در ضمن فردی به نام ملکیت، موجود بوده است، سپس یقین داریم که آن فرد از بین رفته و ملکیت وجود ندارد، امّا شک داریم که آیا این کلّی در ضمن فرد دیگر حادث شده یا نه؟ از سوی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه