بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 118

صفحه 118

ص:135


1- (1) وسائل الشیعه، ج 7، ص 169، باب 29 از ابواب من یصح منه الصوم، ح 7.
2- (2) همان، ح 12.

ضعیف و مذهبش فاسد است. مرسله صدوق هم از جمله مرسلاتی نیست که مانند مسانید او باشد؛ چون خودش به امام علیه السلام نسبت نداده و نگفته: «قال الصادق علیه السلام» بلکه با تعبیر «وفی خبر آخر» روایت را نقل کرده و لذا مخدوش است. البته موثقۀ عمار از حیث سند معتبر بوده ولی حمل بر غالب می شود؛ بدین معنا که چون غالباً احتلام در پسران اتفاق می افتد، لذا حضرت به نشانه های غالبی اشاره کرده و این به معنای نفی تحقق احتلام در دختران نیست، هرچند وقوع آن در دختران کمتر از پسران است.

نتیجه

با توجه به بررسی های به عمل آمده معلوم گردید خروج منی به عنوان مبدأ ثبوت تکلیف در دختران قابل قبول است.

تنها مطلبی که باقی می ماند بررسی روایات معارض است. همان گونه که اشاره شد روایات احتلام دو دسته اند: روایاتی که احتلام را به عنوان مبدأ ثبوت تکلیف در پسران و دختران معرفی کرده و روایاتی که احتلام را بخصوص برای دختران، مبدأ ثبوت تکلیف قرار داده اند.

بین روایات مربوط به سن و دسته اول تعارضی نیست، لکن باید مسئلۀ تعارض بین روایات سن و دسته دوم را بررسی کرد. به این مسئله در آینده خواهیم پرداخت. هم چنین واضح است بین روایاتی که متعرض احتلام شده اند و روایاتی که مبین سایر امور می باشند، تعارضی نیست؛ چون از این روایات انحصار ثبوت تکلیف به واسطۀ احتلام در دختران استفاده نمی شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه