بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 159

صفحه 159

ص:176


1- (1) جواهر الکلام، ج 36، ص 92.
2- (2) مبانی تکمله المنهاج، ج 2، ص 78.

من طرحها».(1)

«به ناچار باید روایت را بر معرفیت و حکایت از رسیدن به سن بلوغ یعنی پانزده سالگی حمل کرد و چه بسا غالباً این چنین است و الا باید روایت را کنار گذاشت».

پس به نظر ایشان این روایت با ذکر این امور در حقیقت در صدد بیان معرف و نشانۀ رسیدن به سن است؛ چون غالباً پسر با رسیدن به پانزده سالگی به چنین قدی می رسد ولی همین بیان را در مورد دختران نیز می توان گفت که چنین قدی در دختر نشانۀ رسیدن به نه سالگی است.

بررسی توجیه دوم

این توجیه خالی از اشکال نیست؛ زیرا:

اولاً: تناسبی بین پنج وجب و پانزده سالگی در پسران و نه سالگی در دختران وجود ندارد. به ویژه این مسئله در دختران مشکل تر است.

ثانیاً: قرینه و مؤیدی هم برای این توجیه وجود ندارد، مگر آن چه که ایشان به عنوان اشکال بیان کرده است. وی می گوید:

«وضروره انه اذا افترضنا سبیین متساوین فی السن ولکن بلغ احد هما خمسه اشبار دون الآخر، فلازم ذلک هو ان من بلغ منهما خمسه اشبار اذا قتل نفسا متعمدا اقتص منه دون الآخر وهذا مقطوع البطلان، فاذن لا بد من طرحها ورد علمها الی اهله».(2)

«اگر دو بچه که سنشان مساوی است و یکی قدش پنج وجب شده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه