بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 278

صفحه 278

ص:295

پاسخ

اولاً: درست است که در روایات 9 سالگی قید علم و آگاهی به سن اخذ نشده، لکن از آن جا که این سن به عنوان زمان تعلق تکالیف قرار داده شده، دختر باید احراز کند به سن 9 سالگی رسیده و چنان چه نتواند آن را احراز کند، به سراغ نشانه های طبیعی یعنی حیض و احتلام رفته و با تحقق آن ها معلوم می شود او به سن 9 سالگی رسیده و این مسئله برای او احراز می گردد. لکن چون معلوم نیست چه زمانی به این سن رسیده، لذا از زمان تحقق نشانه های طبیعی حکم به بلوغ او شده و تکالیف بر او ثابت می گردد.

پس روایات 9 سالگی بر صورت احراز سن و روایات حیض و احتلام بر صورت عدم احراز سن حمل می شوند.

ثانیاً: این اشکال بر راه حل ششم نیز وارد است؛ چون در هیچ یک از روایات حیض و احتلام قید جهل به سن اخذ نشده بلکه به نحو مطلق، حیض و احتلام به عنوان ملاک بلوغ قرار داده شده، آن گاه به چه دلیل روایات حیض و احتلام حمل بر چنین موردی شده و گفته می شود با ظهور نشانه های طبیعی حکم به سبق بلوغ می شود؟ ظاهر ادله این است که این نشانه ها اماره بر خود بلوغ هستند. خلاصه آن که این اشکال مشترک الورود است.

اشکال دوم

اشاره

ممکن است کسی بگوید: شما در اشکال بر کسانی که حیض را ملاک بلوغ قرار داده و روایات سنّ را حمل بر تحقق حیض در سنین مختلف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه