بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 280

صفحه 280

ص:297

می شد شاید اشکال وارد بود، در حالی که دو ضابطه برای دو گروه در نظر گرفته شده است؛ برای آن ها که سنشان معلوم و 9 سالگی در آنان احراز شده رسیدن به این سن ملاک بلوغ و زمان تعلق تکالیف قرار داده شده و برای آن ها که سنشان معلوم نیست، حیض به عنوان نشانۀ بلوغ و زمان انجام تکالیف پذیرفته شده است. این مسئله در شرع و عرف نیز نظیر دارد؛ از جمله در مورد پسران که احتلام یا 15 سالگی به عنوان مبدأ بلوغ و ثبوت تکلیف ذکر شده، در حالی که چه بسا احتلام در 11 یا 12 سالگی تحقق پیدا کند. پس همان گونه که در این مورد فاصلۀ زمانی چند ساله هیچ مشکلی ندارد، در ما نحن فیه نیز این چنین است.

اشکال چهارم

اشاره

التزام به این راه حل با این ادعا که بلوغ امری عرفی است و مرجع تشخیص آن عرف می باشد، سازگاری ندارد.

پاسخ

درست است که بلوغ امری عرفی بوده و تحدید و تبیین ماهیات عرفی به دست عرف است ولی دخالت شارع در بعضی موارد و اقدام او به تحدید و تبیین ماهیات عرفی نیز قابل توجیه است.

حال با توجه به این نکته می گوییم: شارع 9 سالگی را به عنوان زمان اتیان تکالیف الزامی برای دختران قرار داده ولی در عین حال برای آن ها که سنشان معلوم نیست بلوغ را که موضوعی عرفی بوده و عبارت از بلوغ جنسی است و نشانه های مخصوصی نیز دارد، به عنوان زمان تعلق تکالیف قرار داده است. با آن که بلوغ یک ماهیت عرفی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه