- پیش گفتار 1
- اشاره 5
- الف) بلوغ در لغت 9
- اشاره 9
- ب) احتلام و حُلم در لغت 12
- ج) ادراک در لغت 15
- جمع بندی 17
- الف) عرف عام 18
- ب) عرف خاص 20
- نتیجۀ کلی 24
- الف) تمییز 26
- اشاره 26
- ب) رشد 28
- نتیجه 31
- 1. بلوغ نکاح 32
- اشاره 32
- اشاره 32
- احتمال اول 33
- احتمال دوم 35
- 2. بلوغ حُلُم 36
- 3. بلوغ اشُدّ 38
- نتیجه 40
- تنبیه اول: تعابیر فقها از بلوغ 41
- تنبیه دوم: طریقت یا موضوعیت امارات بلوغ 44
- تنبیه سوم: عمومیت معنای لفظ صبی 46
- تنبیه چهارم: فرق بین احکام شرعی از حیث موضوع 47
- تنبیه پنجم: تأسیس اصل در مسئله 49
- اشاره 51
- نشانه های طبیعی 53
- اشاره 53
- الف) نشانه های مشترک 55
- ب). نشانه های اختصاصی 58
- اشاره 61
- مقدمه 63
- اشاره 65
- اشاره 65
- دلیل اول 65
- گفتار اول: ادلۀ اثبات تکلیف بر دختران با رویش موی زهاری 65
- بررسی دلیل اول 66
- دلیل دوم 67
- دلیل سوم 67
- نتیجه 75
- اشاره 77
- دلیل اول 77
- گفتار دوم: شمول این علامت نسبت به دختران 77
- اشاره 77
- بررسی دلیل اول 78
- اشاره 78
- دلیل سوم 78
- دلیل دوم 78
- بررسی دلیل سوم 79
- تنبیه: وجه اعتبار خشونت در موی زهاری 80
- اشاره 81
- گفتار سوم: رویش موی زهاری؛ 81
- قول اول 82
- قول دوم 84
- نتیجه 86
- گفتار چهارم: اختصاص رویش مو به عانه 87
- اشاره 87
- ادلۀ اختصاص 88
- اشاره 91
- مقدمه 93
- گفتار اول: نسبت احتلام و خروج منی 95
- اشاره 99
- گفتار دوم: ادلۀ ثبوت تکلیف بر دختران با خروج منی 99
- دلیل اول 100
- دلیل دوم 101
- اشاره 102
- کلام صاحب جواهر و بررسی آن 108
- نتیجه 109
- دلیل پنجم 110
- دلیل چهارم 110
- اشاره 112
- بررسی دلیل اول 112
- گفتار سوم: ادلۀ منکرین اماریت احتلام در دختران 112
- دلیل اول 112
- اشاره 113
- بررسی دلیل دوم 113
- دلیل دوم 113
- اشاره 114
- دلیل سوم 114
- دلیل چهارم 114
- بررسی دلیل سوم 114
- اشاره 114
- بررسی دلیل چهارم 115
- اشاره 116
- دلیل پنجم 116
- بررسی دلیل پنجم 117
- نتیجه 118
- گفتار چهارم: خصوصیات و شرایط اماریت خروج منی 119
- اشاره 119
- 1. خروج منی در وقت امکان 119
- 2. فعلیت خروج منی 121
- 4. اقتران به شهوت 125
- 3. خروج از محل متعارف 125
- اشاره 129
- مقدمه 131
- اشاره 133
- دلیل دوم 133
- گفتار اول: ادلۀ ثبوت تکلیف بر دختران با حیض 133
- دلیل اول 133
- نتیجه 140
- تنبیه: اعتبار وقت امکان در حیض 141
- گفتار دوم: حیض نشانۀ بلوغ یا دلیل بر سبق بلوغ ؟ 142
- اشاره 147
- گفتار اول: حمل 149
- اشاره 149
- نتیجه 153
- مدخلیت وضع در اماریت حمل 153
- گفتار دوم: قد 156
- اشاره 156
- توجیه اول 157
- توجیه دوم 158
- بررسی توجیه دوم 159
- نتیجه 160
- اشاره 161
- سایر امور 162
- اشاره 167
- احتمالات سه گانه در مورد سن 169
- بررسی احتمالات سه گانه 170
- اشاره 173
- دستۀ اول 175
- دستۀ دوم 176
- دستۀ سوّم 177
- دستۀ چهارم 179
- دستۀ پنجم 181
- نتیجه 182
- اشاره 183
- دستۀ اوّل 183
- دستۀ دوّم 184
- دستۀ سوم 190
- دستۀ چهارم 197
- دستۀ پنجم 199
- دستۀ ششم 199
- نتیجۀ کلی 226
- جمع بندی روایات سن 226
- تقدم روایات 9 سالگی بر سایر روایات سن 228
- اشاره 231
- راه حل اول 235
- اشاره 235
- اشکال اول 236
- بررسی راه حل اول 236
- اشکال دوم 239
- راه حل دوم 241
- اشاره 241
- اشکال اول 242
- بررسی راه حل دوم 242
- اشکال سوم 243
- اشکال دوم 243
- راه حل سوم 245
- اشاره 245
- راه حل چهارم 252
- اشاره 252
- اشکال دوم 254
- اشکال اول 254
- اشکال سوم 255
- اشاره 257
- راه حل پنجم 257
- بررسی راه حل پنجم 259
- اشکال اول 260
- اشکال دوم 261
- اشکال سوم 261
- اشاره 262
- راه حل ششم 262
- اشکال اول 264
- بررسی راه حل ششم 264
- اشکال دوم 265
- اشکال چهارم 266
- اشکال سوم 266
- اشکال پنجم 267
- راه حل هفتم 268
- اشاره 268
- اشکال اول 270
- بررسی راه حل هفتم 270
- اشکال دوم 271
- اشکال سوم 273
- اشکال چهارم 273
- اشاره 276
- اشکال اول 277
- بررسی اشکالات راه حل برگزیده 277
- اشاره 277
- اشاره 278
- اشکال دوم 278
- پاسخ 279
- اشکال سوم 279
- اشاره 279
- پاسخ 279
- اشکال چهارم 280
- اشاره 280
- پاسخ 280
- اشکال پنجم 281
- اشاره 281
- اشکال ششم 282
- اشاره 284
- اشکال هشتم 285
- اشاره 285
- پاسخ 286
- حکم در فرض تساقط 289
- اشاره 291
- دلیل اول 293
- اشاره 293
- دلیل پنجم 294
- دلیل سوم 294
- دلیل دوم 294
- دلیل چهارم 294
- اشاره 298
- الف) نشانه های طبیعی 299
- ب) سن 301
ص:314
1- (1) مجمع الفائده و البرهان، ج 9، ص 191.
2- (2) جواهر الکلام، ج 26، ص 40.
1. معهود از شرع سال قمری است.
2. معروف در نزد عرب چنین است.
3. بعضی آیات قرآنی بر این مطلب دلالت دارند؛ مانند:
آیۀ إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ... .(1)
و آیۀ هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسابَ .(2)
و آیۀ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنّاسِ وَ الْحَجِّ .(3)
لکن به نظر می رسد این آیات نمی توانند اعتبار سال قمری را اثبات کنند. لذا همان دلیل مقدس اردبیلی که در کلام صاحب جواهر نیز منعکس شده، کفایت می کند؛ چنان چه شهید ثانی نیز به آن اکتفا کرده و می فرماید:
«والمعتبر من السّنین، القمریه دون الشمسیه لان ذلک هو المعهود فی شرعنا».(4)
«آن چه از سال ها معتبر است سال قمری است نه شمسی، چون متعارف و معهود در شریعت ما همین است».
مؤید این مطلب هم آن است که در عبارات بسیاری از فقها وقتی سخن از سن خاصی به میان آمده، قید هلالی بودن نیز اضافه شده است.