بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 301

صفحه 301

ص:318


1- (1) المبسوط، ج 3، ص 37.
2- (2) المهذب البارع، ج 1، ص 414.
3- (3) السرائر، ج 2، ص 514.

چگونه حکم به بلوغ او می شود، حال آن که طبق فرض او به سن 9 سالگی رسیده است؛ به عبارت دیگر با علم به این که دختر به 9 سالگی رسیده بلوغ او برای ما مکشوف شده، پس دیگر چه معنا دارد گفته شود در وقت امکان و به واسطه این اقرار، حکم به بلوغ او می گردد؟ لذا به نظر می رسد یا باید به جای «حکم ببلوغها»، این گونه تعبیر می شد: «حکم بحیضها» و یا آن که گفته می شد: «حکم بسبق بلوغها». البته تعبیر دوم با آن چه ما اختیار کردیم سازگاری ندارد.

نکتۀ دوم: «اقرار علی النفس» ظاهر در این است که به سبب این اقرار چیزی را بر علیه خودش ثابت کند؛ یعنی با این اقرار، حق الناس مثل دین یا حق الله مثل اقرار به چیزی که موجب حدّ است را بر گردن خود اثبات نماید؛ لذا در این فرض اقرار او پذیرفته می شود ولی اگر اقرار به بلوغ مستتبع امری بر علیه خودش نباشد بلکه لازمه آن اثبات حقی یا مالی به نفع خودش باشد، به نظر می رسد دیگر نمی توان این اقرار را پذیرفت.

ب) سن

در مورد سن نیز بینه ظاهراً مورد اتفاق است. لکن در این که آیا به شیاع و قول ابوین یا پدر می توان اکتفا کرد یا خیر، اختلاف است. بدیهی است اقرار در مورد سن معنا ندارد؛ چون عادتاً امکان وقوف اشخاص به سن خویش وجود ندارد، مگر آن که ابوین یا پدر او گفته باشند. پس اقرار مستند به اطلاع به خود او نیست بلکه حکایت و نقل سخن دیگران بوده و این دیگر اقرار نیست. بر این اساس در این مورد قول

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه