بررسی فقهی بلوغ دختران صفحه 49

صفحه 49

ص:66

معنا که ضمن آن که حکمی را بر یک موضوع عرفی جعل می کند، خود نیز مستقلاً موضوع جداگانه ای برای این حکم تعریف می نماید، لکن ترتب حکم بر هر یک از این دو موضوع در ظروف مختلف است.

حال این که کدام توجیه در مورد اقدام شارع سزاوارتر است، باید گفت: به حسب موارد مختلف فرق می کند.

با توجه به آن چه که در مباحث آینده مطرح خواهد شد چه بسا در رابطه با ورود شارع به مسئلۀ مورد بحث بتوان ادعا کرد توجیه چهارم مناسب تر از سایر توجیهات است.

تنبیه پنجم: تأسیس اصل در مسئله

قبل از بررسی ادلۀ این باب لازم است مقتضای قاعده در این مسئله مورد بررسی قرار گیرد؛ به عبارت دیگر باید معلوم شود با قطع نظر از ادلۀ خاصه، اصل و مقتضای عمومات و اطلاقات در مسئله چیست. بدیهی است این اصل در فرض عدم وجدان دلیل خاص مرجع خواهد بود.

مقدمتاً لازم است به دو نکته اشاره کنیم.

اول آن که بلوغ شرط شرعی تکلیف است نه شرط عقلی آن؛ زیرا به نظر عقل ثبوت تکلیف برای صبی ممیز مخصوصاً مراهق هیچ استحاله ای در پی ندارد.

دوم آن که به طور کلی در مورد بلوغ و نسبت آن با تکلیف دو مبنا وجود دارد: مشهور قائل اند بلوغ شرط ثبوت تکلیف و در مقابل گروهی بر این باورند که صغر موجب سقوط تکلیف است. این گروه به حدیث رفع استناد کرده و می گویند: رفع، ظهور در ثبوت تکلیف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه