امر به معروف و نهی از منکر : برگرفته از کتاب ارزشمند فقه الصادق آیت الله العظمی سید صادق روحانی صفحه 136
- اشاره 1
- اشاره 10
- دلیل اوّل: عقل 11
- اشاره 11
- توضیح جمله ی شرطیه 12
- دلیل دوم: کتاب (آیات قرآن کریم) 15
- 1) آیات ایجابی 15
- 2) آیات معارض 34
- دلیل سوم: سنّت 41
- دلیل چهارم: اجماع 66
- اشاره 68
- مسأله دوم: اقسام امر به معرف و نهی از منکر 72
- 1) امر به معروف و نهی از منکر، واجب عینی یا کفایی ؟ 72
- 2) امر به معروف و نهی از منکر، اجتماعی و فردی ؟ 76
- مسأله سوم: بررسی شرایط امر به معروف و نهی از منکر 84
- اشاره 84
- 1) شناخت معروف و منکر 85
- 2) شناخت مأمور و منهی از معروف و منکر 89
- 3) احتمال تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر 93
- 4) اصرار و پافشاری بر انجام کار 104
- 5) ایمنی از ضرر 107
- اشاره 107
- فروعات شرط ایمنی از ضرر 117
- 6) اجتناب آمر و ناهی از محرّمات 120
- 7) مکلّف بودن آمر، ناهی، مأمور و منهی 127
- الف) انکار به قلب 129
- اشاره 129
- ب) انکار به زبان 134
- ج) انکار با دست 135
- اشاره 135
- ترتیب بین مراتب سه گانه 139
- مسأله پنجم: زخم زدن و کشتن بدون اجازه ی امام 142
- اشاره 142
- فروعات مسأله چهارم و پنجم 149
- اشاره 156
- دوم: مزاحمت مجتهدان نسبت به یکدیگر 168
- اشاره 171
- ادلّه ی جواز 172
- ادلّه ی عدم جواز 176
- چهارم: امر به معروف و نهی منکرِ خانواده 178
- پنجم: اخذ اجرت در امر به معروف 181
- ششم: وظیفه ی مصلِح در قبال جامعه 185
- تألیفات 188
ص:141
1- . این را در جواهر الکلام از او نقل کرده است؛ ج 21، ص 380؛ نک: النهایه، ص 299.
2- . مجمع الفائده و البرهان، ج 7، ص 543.
سایر مرجّحات آن ادّله مقدّم می شوند.
اشکال: ادّله ی امر به معروف و نهی از منکر مسأله ی ضرب را شامل نمی شود.
پاسخ: مراد از امر و نهی، واداشتن به آن با ایجاد معروف و اجتناب از منکر است نه فقط گفتن آن. برخی روایات خاصه نیز به آن پرداخته اند؛ مانند:
الف) صحیحه ی طولانی یحیی از امام صادق (علیه السلام): «مَا جَعَلَ اللهُ بسط اللّسَان وَ کفّ الیَد، وَلَکِن جَعَلَهُمَا یَبسُطانِ مَعَاً وَیَکُفّانِ مَعَاً»(1) ؛
«چنین نیست که خدا اجازه داده باشد که تنها زبان باز باشد و دست بسته باشد، بلکه اگر باز است هر دو باید باز باشد، و اگر می خواهد بسته باشد هر دو بسته باشد».
ب) خبر جابر از امام صادق (علیه السلام): «فَأنکروُا بِقُلُوبِکُم، وَالفظوُا بِألسِنَتِکُم، وَصکوُا بِهَا جبَاههُم، وَلا تَخَافُوا فِی اللهِ لَومَه لائمٍ» تا آن جا که می فرماید: «هنالِک فَجَاهدُوهُم بِأبدَانِکُم، وَابغضُوهُم بِقُلُوبِکُم، غَیر طَالِبِیِن سُلطَانَاً، وَلَا بَاغِیِن مَالاً، وَلَا مُریِدیِن بِالظّلمِ ظفرا حَتّی فِیئوُا إلی أمرِ اللهِ، وَیمضُوا عَلَی طَََََاعَتِهِ»(2) ؛
«افراد گناهکار را، قلباً بد بشمارید و با زبان تذکّر دهید، بر پیشانی آنان بزنید، و در راه خدا، از سرزنش کنندگان مترسید... در این جا با آنان جهاد کنید، آنان را از عمق دل، دشمن بدارید و در