- مقدّمه 1
- باب پنجم از کتاب جامع عبّاسی در بیان حج 1
- مطلب اوّل در بیان بعضی از آداب حج 2
- مطلب دویّم در بیان شرایط وجوب حج 3
- مطلب سیّم در بیان انواع حجّ و ذکر مواقیت 4
- مطلب چهارم در بیان افعال حجّ تمتّع 5
- اشاره 5
- مقصد اوّل در بیان احرام بستن و مقدّمات و شروط آن 5
- مطلب پنجم در بیان افعال حجّ تمتّع 5
- فصل اوّل در ذکر اموری که قبل از شروع در احرام به جا آوردن آن سنّت است 5
- فصل دویّم در بیان باقی امور متعلّقه به احرام 6
- سه امر واجب 6
- چهار امر سنّت 6
- بیست و چهار امر که در حال احرام به جا آوردن آن حرام است 7
- دوازده امر که در احرام مکروهست 7
- مقصد دویّم در بیان طواف و مقدّمات و شروط آن 8
- فصل اوّل در بیان آن چه پیش از طواف به جا آورده میشود 8
- چهار امر واجب 8
- دوازده امر که پیش از طواف سنّت است 8
- فصل دویّم در بیان باقی اموری که متعلّق است به طواف 9
- یازده امر واجب 9
- دوازده امر سنّت 11
- ده امر واجب 12
- مقصد سیّم در بیان سعی ما بین صفا و مروه 12
- هشت امری که در سعی سنّت است 13
- مقصد چهارم در بیان احکام تقصیر و احرام حج 14
- فصل اوّل در بیان احکام وقوف عرفات 15
- بعد از دخول در عرفات دوازده امر سنّت است 15
- پیش از داخل شدن در عرفات هفت امر سنّت است 15
- فصل دوّم در احکام وقوف به مشعر الحرام 17
- فصل سیّم در بیان رفتن به جانب منی از مشعر الحرام و بیان افعال ثلاثه مناسک منی 18
- فعل اوّل رمی جمره عقبه 18
- فعل دوّم [قربانی کردن 19
- شش امری که در قربانی کردن سنّت است 19
- ده امر واجب 19
- فعل سیّم [ازاله موی سر] 20
- فصل چهارم در بیان باقی افعال حج 20
- خاتمه در بیان آداب وداع خانه کعبه 23
- مطلب هفتم در بیان احکام حجّ به نیابت 24
- فصل اوّل در بیان نایب گرفتن بجهت میّت و حی 24
- فصل دوّم در بیان شروطی چند در نیابت حجّ معتبر است 24
- مطلب ششم در بیان احکام حجّ قرآن و حجّ افراد 24
- اشاره 24
اللَّه اکبر بگوید و این دعا بخواند:
اللَّهمّ ادحر عنّی الشّیطان، اللَّهمّ تصدیقا بکتابک و علی سنّة نبیّک صلّی اللَّه علیه و آله، اللَّهمّ اجعله حجّا مبرورا و عملا مقبولا و سعیا مشکورا و ذنبا مغفورا.
پنجم آن که در وقت جمره عقبه رو به جمره کند و پشت بقبله.
ششم آن که دوری او از جمره در وقت رمی ده زرع یا پانزده زرع شرعی باشد.
هفتم آن که آن سنگریزه را بر شکم انگشت زهگیر گذارد و به پشت بند اوّل انگشت شهادت بیندازد.
هشتم آن که آن سنگریزه را برچیده باشد نه آن که سنگ را بشکند و به سنگریزههای آن رمی کند.
نهم آن که سنگ ریزهها را از مشعر الحرام برچیده باشد.
دهم آن که سنگ ریزهها را بشوید.
یازدهم آن که هر یکی از سنگ ریزهها بمقدار بند بالای انگشت باشد.
دوازدهم آن که هر یک از سنگ ریزهها رنگی مختلف داشته باشد
فعل دوّم [قربانی کردن
اشاره
از افعال ثلثه مناسک منی که روز عید به جا آوردن آن واجب است قربانی کردنست و در آن ده امر واجب است و شش امر سنّت امّا
ده امر واجب
اوّل آن که قربانی گوسفند یا بز یا گاو یا شتر باشد و اگر غیر از اینها را مثل اسب یا آهو قربانی کند آن قربانی صحیح نیست.
دوّم آن که اگر قربانی گوسفند باشد کمتر از هفت ماهه نباشد و اگر بز یا گاو باشد یک سال تمام کرده باشد و در سال دوّم داخل شده باشد و اگر شتر باشد پنج سال تمام کرده و در سال ششم داخل شده باشد.
سیّم آن که بیمار نباشد و کری نداشته باشد و لاغر و لنگ و خصی و گوش بریده نباشد و شاخ او نشکسته باشد.
چهارم آن که کلّ آن از یک شخص باشد پس جایز نیست که دیگری در قربانی او شریک باشد.
پنجم آن که در وقت کشتن قربانی نیّت چنین کند که این قربانی را میکشم در حجّ اسلام و حجّ تمتّع از برای آن که واجب است تقرّب به خدا.
ششم آن که نیّت را مقارن اوّل ذبح سازد اگر قربانی غیر شتر باشد و مقارن اوّل نحر سازد اگر قربانی شتر باشد و نحر آنست که کاردی یا حربه در گوی که میانه بیخ کردن و سینه شتر واقع است بزند.
هفتم استدامت حکمی یعنی بر حکم نیّت بودن تا آخر ذبح و تا آخر نحر.
هشتم آن که خود مباشر کشتن قربانی گردد یا کسی را نایب خود سازد و نیّت چنین کند که این قربانی را میکشم به نیابت فلان در حجّ اسلام و حجّ تمتّع از برای آن که واجبست به اصاله و بر من بنیابة تقرب به خدا و اولی آنست که هر دو نیّت کنند.
نهم قربانی کردن در روز عید واقع شود اگر متعذّر باشد در باقی ایّام ماه ذی حجّه جایز است.
دهم آن که بعضی از آن را تصدّق کند و بعضی را خود بخورد و بعضی را هدیه کند
. و امّا
شش امری که در قربانی کردن سنّت است
اوّل آن که اگر قربانی گوسفند یا بز باشد باید که نر باشد و اگر