مناسک حج آیت الله العظمی بروجردی صفحه 42

صفحه 42

«اللّهُ أکْبَرُ، أللّهُمّ ادْحَرْ عنّی الشّیْطانَ أللّهُمّ تَصْدِیقا بِکِتابِکَ وَ عَلی سُنّهِ

نَبِیّکَ محمد صلی الله علیه و اله أللّهُمّ اجْعَلْهُ لِی حَجّا مَبْرُورا وَ عَمَلاً مَقْبُولاً وَ سَعْیا مَشْکُورا وَ ذَنْبا مَغْفُورا» و میانه او و جمره ده ذراع یا پانزده ذراع فاصله باشد و پشت به قبله کند و روی به جمره و آن که سنگریزه را بر انگشت بزرگ بگذارد با ناخن انگشت شهادت بیندازد و چون به جای خود آید در منی سنّت است که این دعا بخواند

«أللّهُمّ بِکَ وَثِقْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکّلْتُ فَنِعْمَ الرّبُ وَ نِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النّصِیرُ».

واجب دوّم:

بر حاج متمتّع از واجبات منی ذبح هدیست بدان که واجبست بر هر حاج متمتّع ذبح یک هدی واحد از برای چند نفر کفایت نمی کند علی الاشهر الاظهر الاحوط و اگر قادر بر خریدن هدی نباشد ده روز روزه می گیرد سه روز در حجّ و هفت روز بعد از مراجعت و اگر هدی یافت نشود قیمت آن را پیش معتمدی می گذارند که در بقیّه ماه ذی الحجّه بگیرد و ذبح کند و اگر میسّر نشود در این سال در سال آینده بگیرد اگر چه احوط جمع بین هدی ناقص است اگر یافت شود و هدی تام در سال آینده و احوط (64) از آن آنست که جمع کند میانه آن و صوم ده روز و اگر فراموش کند ذبح را در روز عید یا عذر دیگر باشد تأخیر آن تا آخر ایّام تشریق بلکه آخر ذی الحجّه جایز است و واجب است در هدی که یا شتر باشد یا گاو یا گوسفند بوده باشد و اگر شتر باشد پنج ساله باشد داخل در شش (65) و اگر گاو باشد احوط آن است

که دو ساله داخل در سه سال باشد و گوسفند اگر میش باشد هفت ماهه داخل در هشت و احتیاط (66) آنکه یک سال تمام داخل در سال دوّم شده باشد و اگر بز باشد احوط دو ساله داخل در سه سال است و شرط است که صحیح و تامّ الاجزاء باشد پس کور و لنگ و بسیار پیر و ناخوش مجزی نیست حتی آنکه اگر قلیلی از گوش او بریده باشند یا آنکه از شاخ اندرونی او چیزی ناقص است مجزی نیست و آنکه لاغر نباشد و مشهور آنست که کفایت می کند همین قدر که در گردهای آن پیه باشد و احوط آنست که علاوه بر این او را در عرف لاغر نگویند و باکی نیست اگر گوش او شکافته یا سوراخ باشد اگر چه احوط (67) ترک این دو و ترک حیوانی که شاخ یا گوش یا دم از برای او در اصل خلقت نباشد و هم چنین آن حیوان که عروق و بیضتین او را مالیده باشند که او را موجو و مرضوض الخصیتین گویند و امّا خصّی پس اظهر و اشهر عدم اجزاء آنست و اگر حیوانی را خرید و ذبح کرد به گمان آنکه صحیح است پس ناقص بیرون آمد مجزی نیست و اگر به گمان چاقی ذبح کرد و لاغر در آمد کافیست و همچنین اگر با ظنّ لاغری ذبح کرد به امید آنکه چاق باشد و مطابق مطلوب خداوند عالم جلّ ذکره باشد و بعد از آن چاق در آمد امّا اگر احتمال چاقی نمی داد یا احتمال می داد لکن نه به امید چاقی و موافقت واجب الهی بلکه

از روی بی مبالاتی ذبح کرد پس ظاهر این است که مجزی نیست (68) و بدان که احوط آن است که قدری از ذبیحه بخورند و قدری به هدیه دهند و قدری به صدقه دهند و احوط آنست که مقدار هر یک از هدیه و صدقه ثلث ذبیحه باشد و آن که هدیه و صدقه بر مومنین بوده باشد بنا بر این ذبایحی که در این اوقات در منی کشته می شود غالباً بلکه دائماً طایفه سودانی که در آن حوالی هستند می گیرند دادن به ایشان جایز نیست چرا که ایمان بلکه اسلام ایشان معلوم نیست

پس اوّلاً قلیلی از آن به جهت خود بردارد و بعد از آن به شخص فقیر مؤمنی از حجّاج ثلث آن را تصّدق کند و ثلث آن را به بعض برادران خود هدیه دهد هر چند که حصّه هر یک را جدا نکرده باشند آن وقت صاحب صدقه و هدیه اگر تصدّق کند بر آن طایفه سودان غیب ندارد و اگر اتّفاق افتد بیش از این احتیاطاً ت آن طایفه ذبیحه را ببرند به طریق دزدی یا نهب (غارت) موجب بطلان ذبح هدی و وجوب اعاده آن نمی شود بلی اگر به اختیار خود بدهد احوط ضمان حصّه فقراء است و بدان که کسی که قادر بر هدی نشود ده روز روزه (69) می گیرد سه روز متوالی در حجّ از روز هفتم تا روز نهم و اگر روز هفتم نشود روز هشتم و نهم را می گیرد و یک روز بعد از مراجعت از منی اگر چه احوط در این صورت آنست که سه روز بعد از مراجعت از منی که اوّل آن سه

روز روز کوچ باشد با مراعات توالی روزه بدارد و قصد ادای تکلیف واقعی خود را به سه روز در ضمن مجموع پنج روز نماید و اگر روز هشتم را نگرفت روز نهم را نگیرد بلکه صبر کند تا بعد از مراجعت از منی و احوط مبادرت به آنهاست اگر چه اشهر آن است که در تمام ذی الحجّه می شود به جا آوردن و امّا هفت روز دیگر پس بعد از رسیدن به خانه ی خود و احوط توالیست در آنها اگر چه وجوب آن معلوم نیست و اگر بعد از روزه سه روز متمکّن از هدی شود احوط ذبح هدیست و امّا مستحبّات هدی پس مستحبّ است که شتر باشد بعد از آن گاو و بعد از آن گوسفند و آنکه بسیار فربه باشد و آنکه اگر شتر یا گاو کشد مادّه باشد و اگر گوسفند یا بز باشد نر باشد

و مستحب است که شتر را که می خواهد نحر کند ایستاده و از سر دستها تا زانوی آن بسته باشد و از جانب راست او بایستد و کارد یا نیزه یا خنجر به گودال گردن او فرو برد در وقت ذبح یا نحر این دعا بخواند وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفاً مسلماً و ما انا من المشرکین ان صلواتی و نسکی و محیای و مماتی الله رب العالمین لاشریک له و بذالک امرت و انا من المسلمین اللهم منک و لک بسم الله و بالله و الله اکبر اللهم تقبل منی و در بعض روایات وارد شده این تتمّه اللهم تقبل منی کما تقبلت عن ابراهیم خلیلک و موسی کلیمک و محمد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه