حج و عمره صفحه 38

صفحه 38

سپس سرازیر به سمت مروه شدند و در آنجا توقف کردند مانند صفا.

سپس سرازیر جانب صفا و برگشتند و در آنجا توقف کردند باز سرازیر جانب مروه تا از سعی فارغ شدند چون از سعی فارغ شدند (بر مروه) رو به مردم کردند و حمد و ثنای خدای را بجا آورده فرمود: این جبرئیل (با اشاره به پشت سر) مرا امر می کند که فرمان دهم هر کس قربانی با خود نیاورده از احرام درآید.

ولو استقبلت من امری ما استدبرت لصنعت مثل ما امرتکم ولکنی سُقتُ الهدی ولا ینبغی لسائق الهدی ان یحلّ حتی یبلغ الهدی محله (اگر آنچه بعد برایم پیش آمد قبلا با او روبرو شده بودم مانند شما کار خود را می کردم ولی من با خود هدی (قربانی) آورده ام و برای کسی که با خود قربانی رانده شایسته نیست تا قربانی به محل خود نرسیده از احرام بیرون آید).

در آن حال مردی به حضرت گفت: لنخرجنّ حجّاجاً ورؤسنا وشعورنا تقطر. فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله) اما انّک لن نؤمن بهذا ابداً (بیرون شویم به عنوان حج به سوی عرفات و از سرها و موهای ما آب غسل نزدیکی با زن ها قطره ریز باشد یعنی حج با امور نساء تباین دارد حضرت به وی فرمودند: هان تو به این موضوع هرگز ایمان نخواهی آورد.

سپس سرافه بن مالک جشم کنانی عرض کرد یا رسول الله. دین ما را به ما بیاموز مثل این که ما امروز خلق شده ایم. آنچه ما را به آن امر فرمودی برای امسال هست یا برای آینده نیز خواهد بود؟ حضرت به او فرمود بلکه این برای همیشه است تا روز قیامت سپس انگشتان خود در یکدیگر فرو برده و فرمود (عمره در حج داخل شد تا روز قیامت).

و حضرت امیر(علیه السلام) از یمن بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) وارد آمد و حضرت در مکه بودند پس حضرت بر فاطمه(علیها السلام) وارد شد در حالی که فاطمه(علیها السلام) از احرام بیرون آمده و بوی خوش اطراف فاطمه استشمام کرد و لباس های رنگی بر تن آن حضرت دید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه