حج و عمره صفحه 39

صفحه 39

پرسید این چه است ای فاطمه، عرض کرد ما را رسول خدا به این کار امر فرموده. پس حضرت امیر به جانب پیغمبر(صلی الله علیه و آله) رهسپار شد برای پرسش فتوی.

عرض کرد یا رسول الله فاطمه را دیدم که از احرام بیرون آمده و لباس های رنگین پوشیده، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود: من مردم را به این کار امر کردم. یا علی تو به چه چیز احرام بسته ای؟ عرض کرد یا رسول الله: اهلال کاهلال النبی(صلی الله علیه و آله). پس حضرت به او فرمود بر احرام خود باقی باش مانند من و در هدی من شریک هستی.

و حضرت با اصحاب خود در مکه به بطحاء فرود آمدند و در خانه های مکه منزل نکردند، چون روز ترویه (8 ذیحجه) وقت ظهر شد مردم را امر کرد غسل نموده محرم به حج شوند و آنست گفته خدای عزوجل که بر پیغمبرش نازل گرداند: (فاتبعوا مله ابیکم ابراهیم)(1) سپس با اصحاب بیرون شدند به احرام حج تا رسیدند به منی.

نماز ظهر، عصر، مغرب، عشاء، صبح را گزارد، سپس با مردم راه رفت و سابقاً قریش از مزدلفه (جمع به آن نیز گفته می شود و همان مشعر است) افاضه می کردند و مردم را مانع می شدند که از آنجا بکوچند، حضرت آمدند و قریش امیدوار بودند که افاضه آن حضرت نیز از جای افاضه آنها باشد، پروردگار در این باب بر حضرت نازل کرد:

(ثم افیضوا من حیث افاض النّاس واستغفروا الله) منظور ابراهیم و اسماعیل و اسحاق است و کسان بعد از آنان که از آنجا (منی) افاضه می کردند.

پس چون قریش دیدند که قبه رسول خدا گذشت گویا در دل های آنان چیزی قرار گرفت نسبت به امیدی که در افاضه و کوچ از جای آن ها داشتند.

آمدند تا حضرت به نمره رسیدند که بطن عرفه باشد روبروی اراک خیمه (قبه) پیغمبر زده شده و مردم چادرهای خود را همانجا زدند.

چون ظهر شد پیغمبر بیرون آمدند در حالی که قریش با حضرتش بودند غسل کرده و تلبیه را قطع کرد تا در مسجد رسیدند مردم را پند و اندرز داد و امر و نهی فرمود سپس نماز ظهر و عصر را به یک اذان و دو اقامه خواندند و به جانب موقف رهسپار شدند، در آنجا وقوف کردند، مردم که چنین دیدند شروع کردند جای پای شتر پیغمبر را در نظر گرفتن و به جانب ناقه حضرت وقوف کردن.

حضرت ناقه را دور کردند، مردم چنین کردند. به مردم فرمود: ایها الناس جای پاهای ناقه من موقف نیست ولیکن اینجا همه موقف است (و به دست خود اشاره به موقف کردند) مردم پراکنده شدند.

و به همین ترتیب نیز در مزدلفه رفتار کردند، و مردم وقوف کردند تا خورشید غروب کرد سپس کوچ کرده و مردم را امر به آرامش فرمودند تا رسیدند به مزدلفه که مشعر الحرام است، نماز مغرب و عشا را با یک اذان و دو


1- [1] . احتمال دارد که اشاره به حج تمتع در زمان ابراهیم(علیه السلام) باشد ولو بعید است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه