حج و عمره صفحه 61

صفحه 61

گویا حضرت استاد به روایت ابوبصیر یا توجه نداشته یا فرصت برای ایشان نبوده یا اعتباری برای روایت ندانسته و چون روایت جنبه تاریخی دارد لذا با ایشان خیلی مناقشه نداریم، و سبک بدیعی را در تفسیر خود مراعات کرده گرچه هنوز این سبک نتیجه کلی نداده لکن در آینده امیدواریم که این مکتب دنبال شده و ایشان بتوانند ابحائی که از لحاظ تفسیر اهمیت شایانی دارد به عنوان تکمیل به تفسیر خود ملحق سازند.

اینک پاره ای از احادیث در چگونگی حج ابراهیم و اسماعیل(علیهما السلام).

1_ قمی(1) از پدرش از نضر از هشام از امام ششم(علیه السلام) آورده که ابراهیم(علیه السلام) در بادیه شام بود چون اسماعیل از هاجر متولد شد ساره (زن اولی حضرت ابراهیم) افسردگی سختی پیدا کرد، چون فرزند نداشت و ابراهیم را درباره هاجر آزار می داد حضرت غمگین شده و گله ساره را به خداوند کرده، به وی وحی کرد، مثال زن مثال دنده کج است اگر به حال خودش گذاری کامیابی با او خواهی داشت و اگر خواستی مستقیمش سازی آن را می شکنی.

سپس امر کرد اسماعیل و هاجر را از نزد ساره بیرون برد به جانب چرم امنش و اولین بقعه ای که در زمین آفرید و آن مکه است، جبرئیل براق را نازل کرد و هاجر و اسماعیل و ابراهیم بر وی سواره شده به هر جای نیکوئی که درخت و نخل و زراعت داشت می رسید حضرت ابراهیم به جبرئیل می گفت اینجا = اینجا! جبرئیل(علیه السلام) می گفت نه برو برو تا رسیدند به مکه، حضرت را در جای خانه گذارد (پائین آورد) و ابراهیم با ساره عهد کرده نازل نشود تا برگردد به سوی ساره.

کسائی با هاجر بود بر درختی انداخت و در زیر سایه اش قرار گرفتند، ابراهیم خواست برگردد هاجر گفت چرا ما را در جائی که آب و زراعتی ندارد و انیسی نیست وامیگذاری، ابراهیم گفت خدائی که مرا امر کرده شما را در اینجا نهم حاضر بر شما است، و در برگشتن چون بکدی رسید (کوهی است در ذی طوی)


1- [1] . بحار، 99، باب علل حج، حدیث 15.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه