حج و عمره صفحه 62

صفحه 62

رو به سوی آن ها کرد و گفت:

ربّنا انّی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرّم(1) الخ و رفت چون روز برآمد اسماعیل تشنه شد و آب خواست، هاجر در جای سعی به جستجوی برآمد و ندا داد آیا انیسی در وادی هست، در این حال اسماعیل از نظرش پنهان شد بالای صفا رفت و سراب برایش در وادی لمعان کرد (سراب دور نمای آب که حقیقت ندارد) پائین آمد به جستجوی آب.

به همین ترتیب هفت بار آمد و رفت، در بار هفتم در مروه نظرش به اسماعیل افتاد که آب از زیر پاهایش نمایان شده هاجر دوید به جانب آب، قدری شن اطراف آب جمع کرده چون سیلان داشت آن را مهار کرد از این جهت است که زمزم نامیده شد...

قبیله جرهم در ذی المجاز و عرفات بودند چون نظرشان بر پرندگان افتاد که بر آنجا پرواز دارند دنبال آن ها را گرفته تا رسیدند به زنی و بچه ای که سایه ای زیر درختی برای خود ترتیب داده و آب برای این دو نمایان شده، از حال هاجر و فرزندش پرسیدند، فرمود من کنیز ابراهیم خلیل الرحمن و این پسرش است خداوند امرش کرده ما را در اینجا منزل دهد، اجازه خواستند در جوار آنان بمانند.

هاجر روز سوم که ابراهیم آمد برای آنان اجازه گرفت، خیمه های خود را نزدیک (هاجر و اسماعیل) زدند و موجب انس آنان شدند.

بار سوم که ابراهیم نظرش (در سرکشی به هاجر و فرزند) بر آنان افتاد جمعیت اطرافشان زیاد شده بسیار خورسند شد.

اسماعیل به حرکت آمد (یعنی رشد کرد) هر کسی از قبیله جرهم یکی دو گوسفند به اسماعیل هدیه کردند با مادر زندگی خود را با گوسفندها می گذراندند _ چون به حد مردی رسید خداوند ابراهیم را امر به ساختن خانه کرد.

(در بقعه ای که بر آدم نازل شده حرم را به نور آورده بود و این قبه تا غرق طوفان نوح بود تا خداوند در طوفان آن را بالا برد و به جز جای خانه همه جا غرق در طوفان شد، از این جهت است خانه را بیت عتیق گفتند، چون از غرق آزاده شده بود).


1- [1] . آیه 37 سوره ابراهیم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه