ادوار فقه (شهابی) صفحه 190

صفحه 190

«معاویه: آیا از او سخنی شنیده ای؟

«دارمیّه: آری به خدا سوگند کلام علیّ

چنان بود که دلهای گرفته و تاریک به آن روشن می شد و تیرگی دلها چنان بدان زدوده می شد که مس با زیت.

«معاویه: راست گفتی. اکنون بگو آیا ترا حاجتی است؟

«دارمیّه: صد شتر سرخ می خواهم.

«معاویه: که با آنها چه کنی؟

«دارمیّه: کودکان را با شیر آنها غذا بدهم و بزرگان را به وسیلۀ آنها زنده بدارم و کسب مکارم و مفاخر بکنم و میان عشائر و قبائل به اصلاح پردازم.

«معاویه: اگر آن چه خواستی به تو بدهم من در دل تو جایگزین علیّ خواهم شد؟

«دارمیّه: سبحان اللّٰه! بسیار کمتر از این هم نه.

«معاویه: به خدا سوگند اگر علیّ زنده بود چیزی از آنها به تو نمی داد.

«دارمیّه: آری به خدا سوگند یک ذره از موی آنها را هم، که به مسلمین تعلّق دارد، بمن نمی داد.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه