ادوار فقه (شهابی) صفحه 409

صفحه 409

«و نقل اصحابنا عن مذهبه انّه کان یری اباحه وطی الجواری به اذن اربابهنّ» و همو از کتاب «شرح مشکلات الوسیط و الوجیز» تألیف ابو الفرج عجلی نقل کرده است که:

«انّه کان یبعث بجواریه إلی ضیفانه» و خود چنین اظهار عقیده کرده که: بر فرض این که رأی او در فقه حلّیّت جواری باشد غیرت و مردانگی از چنین عملی امتناع دارد پس این کار از آن «سیّد امام» بسیار بعید می نماید!» شاعری در بارۀ عطاء ابن ابی رباح دو بیت زیر را گفته است که خود ابن خلّکان نیز آن دو بیت را نقل کرده و شاید اگر دقّتی در آنها شده بود آن چه بنظر ابن خلّکان از آن «سیّد امام» بسیار بعید می نموده کمتر مورد استبعاد می شد بهر حال آن دو بیت چنین است:

سل المفتی المکّیّ هل فی تزاور و ضمّه مشتاق الفؤاء جناح؟

فقال: معاذ اللّٰه ان یذهب التّقی تلاصق اکباد بهنّ جراح!

عطاء را معمول بوده که در مسجد می نشسته و حلقۀ درس و فتوی تشکیل می داده است «1» از سلیمان رفیع نقل شده که این مضمون را گفته است:

«بمسجد الحرام وارد شدم دیدم مردم بر مردی گرد آمده و در پیرامنش فراهم شده اند چون پرسیدم دانستم عطاء

بن ابی رباح است که مانند غراب سیاه «2» در آنجا


______________________________
(1) از اوائل دورۀ صحابه بعضی از آنان در مسجد می نشسته و فتوی می داده اند لیکن عنوان رسمی نداشته و تدریس اصطلاحی بر آن اطلاق نمی شده (قضیۀ اسامه بن زید بن اسامه که در زمان عمر در مسجد فتوی می گفته و عمر او را احضار کرده و در بارۀ مسأله ای که راجع به غسل بوده تحقیق به میان آورده است در اوائل این جلد آورده شد)
(2) عطاء علاوه بر این که رنگش سخت سیاه می بوده پایش لنگ و دستش شل و بینیش کوتاه و پهن و از یک چشم هم کور بوده و در آخر عمر از هر دو چشم نابینا شده است!
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه