ادوار فقه (شهابی) صفحه 759

صفحه 759

به اسنادش از پیغمبر (ص) آورده از آن جمله است چند حدیث زیر:

1- «لا تنکح البکر حتّی تستأذن و للثّیب نصیب من أمرها..»

2- «لا نکاح الّا بولیّ» 3- «من آذی ذمّیا فانا خصمه و من کنت خصمه خصمته یوم القیامه» و در بارۀ زهد داود، به اسناد از عبد اللّٰه بن محاملی، این حکایت را آورده که گفته است:

«نماز عید فطر را در مسجد جامع بغداد گزاردم چون برگشتم با خود گفتم به دیدن و تهنئت داود بن علی بروم پس بسوی منزل او که در قطیعۀ ربیع بود رفتم و در را کوبیدم مرا اذن ورود داد وارد شدم طبقی که مقداری برگ کاسنی در آن بود و ظرفی که مقداری نخاله (سبوس) داشت جلو

روی او بود که از آنها می خورد. من بوی تهنئت و تبریک عید گفتم و از حال او بشگفتی افتادم و متوجه شدم که همۀ آن چه ما از دنیا داریم و به آن فریفته هستیم هیچ است و ناچیز.

«پس از نزد وی بیرون شدم و بر مردی از محتشمان قطیعۀ ربیع که به نام جرجانی معروف بود در آمدم چون شنید که من به نزد او می روم سر و پا برهنه به استقبال من شتافت و گفت: قاضی، أیّده اللّٰه، را از این آمدن چه مقصود است؟ گفتم: امری مهمّ.

گفت: چیست؟ گفتم:

«ترا در هم سایگی مردی است بسیار دانشمند به نام داود بن علی و توهم مردی هستی نیکو کار و بخشنده چه شده که از وی غافل مانده و یادی نکرده ای؟ آن گاه آن چه را در خانه داود دیده بودم بوی گفتم.

«گفت: داود مردی تند خو است و اینک من قاضی را آگاه می سازم:

«دیشب من هزار درهم با غلام خودم برایش فرستادم تا در حوائج خود بکار برد او غلام را برگردانده و بوی گفته است: مولای خود را بگو: مرا بچه چشمی دیده و از کجا دانسته که مرا درویشی و ناداری و حاجت است تا این دراهم را برایم فرستاده است؟.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه