شرح معالم الاصول صفحه 147

صفحه 147

و انّما لم اعدل عنها ابتدأ قصدا الی مطابقه دلیل الخصم لما عنون به الدّعوی حیث جعله علی الوجه الّذی حکیناه


______________________________

در جواز تکلیف

با انتفاء شرط شرط می دانند جاهل بودن امر را بانتفاء ان شرط مثلا هرکاه مولی کاری بفرماید غلام خود را در روز آینده و اتفاقا غلام بمیرد پیش از وقت ان کار این امر جایز است باعتبار اینکه مولی علم نداشت بانتفاء شرط او که حیوه است چه وجوب ان کار بر غلام مشروطست ببقاء غلام تا ان وقت معیّن و امّا هرکاه امر عالم باشد بانتفاء شرط در وقت فعل مثلا خدای تعالی امر نماید زید را بروزه فردا و حال آنکه داند که پیشتر می میرد این تکلیف جایز نیست و این قول حقّ است امّا خوش نمی آید مرا ترجمه یعنی تعبیر نمودن از محلّ نزاع باین عباراتی که می بینی اکرچه بسیار ترجمه شده در کتابهای اصولیّین به این نحو و ظاهر خواهد شد از برای تو وجه ناخوشی این ترجمه و وجه ناخوشی این است که در عنوان بحث شرط را مطلق ذکر نموده اند و مقیّد نساخته اند بشرط واجب مقیّد پس چنین فهمیده می شود از ترجمه که شرط واجب مطلق نیز این خلافها در او جاری باشد و حال آنکه در واجب مطلق با انتفاء شرط او اتّفاقیست که تکلیف جایز است مطلقا چنانچه پیشتر کذشت و چون می رسید کسی را که اعتراض نماید که هرکاه شما را خوش نمی آید ازین تعبیر چرا خود نیز چنین تعبیر نمودید و شرط را مخصوص شرط واجب مقیّد نساختید مصنف قدّس سرّه در جواب فرمود که و انّما لم اعدل عنها ابتداء قصدا تا و لقد اجاد یعنی من عدول نکردم از ترجمه ایشان در ابتداء بحث و مقیّد نساختم شرط را بشرط واجب مقیّد از

این جهت که می خواستم دلیل خصم مطابق شود با مدّعای او زیراکه بعضی از دلیل را به نحوی اقامت نموده که ما نقل نموده ایم یعنی دلیل او اکر تمام بودی دلالت می کرد بر اینکه در شرط واجب مطلق با علم امر بانتفاء شرط تکلیف جایز باشد و دلالت نمی کند بر جواز چنین تکلیفی در شرط واجب معیّن مقیّد پس اکر ما عنوان بحث را مخصوص شرط واجب مقیّد می ساختیم دلیل او مطابق عنوان مدّعای او نمی شد و این مراتب در دلیل نقل دلیل خصم و ردّ او ظاهر خواهد شد و لقد اجاد علم الهدی حیث تنحّی عن هذا المسلک و احسن التأدیه عن اصل المطلب نقلت هذه الجمله و چه بسیار نیکو کرده سید مرتضی رضی اللّه عنه که دوری کزیده از این طریقه و بصارت نیکو تعبیر نموده از اصل مطلب یعنی در عنوان بحث شرط را مطلق نکذاشته بلکه مقیّد ساخته بشرط واجب مقیّد چه در جمیع مواضع ذکر شرط قدرت مامور و امثال او را از شروط واجب مقیّد ذکر نموده و کفته از فقها و متکلّمین جمعی جایز می دانند امر فرمودن خدای تعالی مکلّف را بفعلی بشرط آنکه منع نکند ان مکلّف را ازین فعل یا بشرط آنکه قدرت دهد او را بر این فعل و اعتقاد ایشان اینست که مکلّف مامور به آن فعل هست یا منع از او نیز مثلا جایز است که خدای تعالی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه