شرح معالم الاصول صفحه 154

صفحه 154

و عن الثّالث بالمنع من تکلیف ابراهیم ع بالذّبح الّذی هو فری الاوداج بل کلّف بمقدّماته کالاضجاع و تناول المدیه و ما یجری مجری ذلک و الدّلیل علی هذا قوله تعالی وَ نادَیْناهُ أَنْ یا إِبْراهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا و امّا جزعه ع فلاشفاقه من ان یؤمن بعد مقدّمات الذّبح به نفسه لجریان العاده بذلک و امّا الفداء فیجوز ان یکون عمّا ظنّ انّه سیوم به من الذّبح او عن مقدّمات الذّبح زیاده عمّا فعله لم یکن قد امر بها اذ لا یجب فی الفدیه ان یکون من

جنس المقدّی


______________________________

جهه واجب است بر او احتراز از ترک فعل و از تقصیر در ان فعل و این احتراز ممکن نیست مکر بسبب شروع در فعل و مبادرت نمودن به آن فعل و حاصل آنکه ظنّ بتکلیف قائم مقام علم به اوست در اینکه موجب امتثال مامور به است شرعا و از برای این حکم شرعی نظیری هست در حکم عقلی و این اینست که اکر کسی شیری را از دور ببیند که متوجّه اوست بر او واجبست عقلا کریختن از وی اکرچه جزم ندارد که ان شیر به او خواهد رسید و احتمال می دهد که شیر پیش از رسیدن به او هلاک شود و واجب نیست در لزوم احتراز از ان شیر اینکه علم داشته باشد ببقاء شیر و قادر بودن او بر ضرر رسانیدن و این کلام سیّد رضی اللّه عنه بسیار نیکوست و کافیست از جهه سند منع بطلان لازم و توجیه منع زیاده برین ممکن نیست و حاصل سند منعی که ازین کلام مستفاد می شود اینست که علم مکلّف بوجوب شرط نیست در ایقاع فعل بقصد وجوب شرعا و لازم نیست که مکلّف جزم بتکلیف پیش ازو داشته باشد بلکه ظنّ بتکلیف درین معنی شرعا کافیست و از این تخصیص ظاهر می شود جواب از استدلال بعضی از اصولیّین بر اینکه علم بتکلیف پیش از فعل البتّه حاصلست به این نحو که اجماعیست وجوب شروع در فعل واجب با نیّت فرض و این موقوفست بر علم بتکلیف و جواب این استدلال که از کلام سیّد رضی اللّه عنه ظاهر می شود اینست که توقف نیّت وجوب بر علم بتکلیف ممنوعست بلکه کافیست در وجوب

نیّت فرض غلبه ظنّ مکلّف ببقاء او بر صفت تکلیف و تمکّن او بر فعل هرکاه راهی بسوی جزم نباشد پس اجماع بر وجوب نیّت فرض دلالت ندارد بر حصول بتکلیف پیش از فعل و عن الثّالث بالمنع من تکلیف ابراهیم تا و عن الرّابع جواب از دلیل ثالث ایشان اینکه قبول نداریم که ابراهیم علی نبیّنا و علیه السّلم مکلّف بود به ذبحی که عبارت از بریدن رکهای کردنست بلکه مکلّف بود بمقدّمات ذبح چون خوابانیدن فرزندش و کرفتن کارد و امثال این ها از مقدّماتی که از آن حضرت صادر شد و دلیل بر اینکه مکلّف بهمین بود قول خدای تعالی است که وَ نادَیْناهُ أَنْ یا إِبْراهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا چه اکر رؤیا مشتمل می بود بر قطع رکهای کردن لازم می آید که رؤیای او بفعل نیامده باشد پس تصدیق رؤیا بی صورت است و چون می رسید مستدلّ را که بکوید هرکاه آن حضرت مامور بقطع رکها نبود پس جزع آن حضرت از ان رؤیا چه وجه داشت مصنف جواب می کوید که جزع آن حضرت از آن جهت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه