شرح معالم الاصول صفحه 165

صفحه 165

قلنا العدم انما یجعل اثرا للقدره باعتبار استمراره و عدم الصّلاحیّه بهذا الاعتبار فی حیّز المنع و ذلک لانّ القادر یمکنه ان لا یفعل فیستمرّ و ان یفعل فلا

یستمرّ فاثر القدره انّما هو الاستمرار المقارن لها و هو مستند الیها و متجدّد بها اصل قال السیّد المرتضی ره و جماعه منهم العلّامه ره فی احد قولیه انّ النّهی کالامر فی عدم الدّلاله علی التّکرار بل هو محتمل له و للمرّه و قال قوم بافادته الدّوام و التّکرار و هو القول الثّانی للعلّامه اختاره فی النّهایه ناقلا له عن الاکثر و الیه اذهب لنا انّ النّهی یقتضی منع المکلّف من ادخال ماهیّه الفعل و حقیقه فی الوجود و هو انّما یتحقّق بالامتناع من ادخال کلّ فرد من افرادها فیه اذ مع ادخال فرد منها یصدق ادخال تلک الماهیّه فی الوجود لصدقها به و لهذا اذا نهی السیّد عبده عن فعل فانتهی مدّه کان یمکنه ایقاع الفعل فیها ثمّ فعل عدّ فی العرف عاصیا مخالفا لسیّده و حسن منه عقابه و کان عند العقلاء مذموما بحیث لو اعتذر بذهاب المده التی یمکنه ایقاع الفعل فیها و هو تارک و لیس نهی السّیّد بمتناول غیرها لم یقبل ذلک منه و بقی الذمّ بحاله و هذا ممّا یشهد به الوجدان


______________________________

است و عدم اصلی مقدّم است بر قدرت مکلّف چه اعدام اصلیّه ازلیند و حاصلند پیش از حصول قدرت و مکلّف که حادث است پس تکلیف نمودن مکلّف را باین اعدام موجب تکلیف او بتحصیل حاصلست و این محال[45] است و الجواب المنع من انّه غیر مقدور لانّ نسبه القدره تا اصل و جواب ازین احتجاج اینکه مقدور نبودن عدم اصلی ممنوعست زیراکه نسبت قدرت بطرفین فعل یعنی وجود و عدم او متساویست پس اکر عدم فعل مقدور نبوده باشد لازم می آید که ایجاد او نیز مقدور نباشد

بسبب آنکه تاثیر قدرت در وجود تنها بعینه معنی وجوبست نه قدرت و اکر کسی کوید لا بد است قدرت را از صدور اثری از وی در مقدور و عدم اصلی قابلیّت ندارد که اکثر بر او تواند بود زیراکه او نبودن محض است و چیزی نیست و اثر البته باید چیزی باشد و دیکر آنکه اثر لا بد است که مستند بمؤثّر باشد و متجدّد و حادث شود بسبب او و عدم سابق است بر قدرت و مستمرّ است از ازلّ تا وقتی که فعل موجود شود پس صلاحیّت ندارد که اثر قدرت حادثه تواند شد جواب می کوییم که اصل عدم اکرچه قابلیّت ندارد که اثر قدرت حادثه شود لیکن باعتبار استمرار و عدم استمرار مقدور می تواند بود و عدم قابلیّت او باین اعتبار ممنوعست چه قادرا ممکن است که فعل را بجای نیاورد و ان عدم مستمرّ بماند و ممکن است او را ایجاد فعل تا عدم از استمرار بیفتد پس اثر قدرت استمراریست که مقارن قدرتست نه سابق بر او و مستند بقدرت و متجدّد به اوست

[أصل فی دلاله النهی علی الدوام و التکرار]

اصل قال السّیّد المرتضی رضی اللّه عنه و جماعه منهم العلّامه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه