شرح معالم الاصول صفحه 18

صفحه 18

عند السّماع من غیر ایجاز موجب للاخلال و لا اطناب معقّب للملال و انا ابتهل الی اللّه سبحانه ان یجعله خالصا لوجهه الکریم و أتضرّع الیه أن یهدینی حین تضلّ الأفهام إلی المنهج القویم و یثبّتنی حیث تزلّ الأقدام علی الصّراط المستقیم و قد رتّبنا کتابنا هذا علی مقدّمه و أقسام أربعه و الغرض من المقدمه منحصر فی مقصدین المقصد الأوّل فی بیان فضیله العلم و ذکر نبذ ممّا یجب علی العلماء مراعاته و بیان زیاده شرف علم الفقه علی غیره و وجه الحاجه إلیه و ذکر حدّه و مرتبته و بیان موضوعه و مبادیه و مسائله اعلم أن فضیله العلم و ارتفاع درجته و علوّ رتبته أمر کفی انتظامه فی سلک الضّروره مئونه الاهتمام ببیانه غیر


______________________________

مطلب سیم در عموم و خصوص مطلب چهارم در مطلق و مقیّد و مجمل و مبیّن مطلب پنجم در اجماع مطلب ششم در اخبار مطلب هفتم در نسخ مطلب هشتم در قیاس مطلب نهم در اجتهاد و ترجیح و اقسام اربعه در تحقیق مسائل فرعیّه است قسم اول در عبادات قسم ثانی در معاملات قسم ثالث در مواریث قسم رابع در حدود

[المقصد الأول فی بیان فضیله العلم و اهمیه علم الفقه و ابحاث حول علم الفقه]

اشاره

المقصد الاول فی بیان فضیله العلم و ذکر نبذ تا اعلم مقصد اوّل از مقدمه در بیان فضیلت علم است و ذکر قلیلی از چیزهائی که بر علماء رعایت انها واجبست و بیان زیادتی شرافت علم فقه بر علوم دیکر و وجه احتیاج به او و ذکر حدّ یعنی ماهیت او میان علوم

دیکر یعنی بیان اینکه تحصیل او بعد از کدام علم لازمست و بیان موضوع و مبادی و مسائل او اعلم انّ فضیله العلم و ارتفاع درجته تا فامّا الجهه العقلیّه بدان که فضیلت علم و رفعت مرتبه او و علوّ درجه او چیزیست که کفایت می کند بدیهی بودن او از تعب کشیدن جهت بیان و اثبات او چه بدیهی محتاج ببیان و اثبات نیست لیکن چون بدیهیّات گاه هست که محتاج به اندک تنبیهی می شوند از این جهه ما ذکر می کنیم در این باب چند دلیل از دلایل عقلیّه و نقلیّه یعنی از کتاب مجید و حدیث اهل بیت صلوات اللّه علیهم و اکتفا می کنیم در ذکر دلائل بر قدری که غرض تنبیه است حاصل شود زیرا که استیفای جمیع دلایل عقلیّه و نقلیّه مقتضی تجاوز از حدّ است و منجر می شود بخروج از مقصد اصلی فامّا الجهه العقلیّه فهی انّ تا و امّا الکتاب الکریم امّا دلیل از جهه عقل پس اینست که معقولات یعنی آنچه ادراک کرده می شود بقوت عاقله منقسم می شود بموجود و معدوم و موجود منقسم می شود بجماد و نامی و شکّی نیست که نامی اشرف از جماد است و نامی منقسم می شود به حسّاس و غیر حسّاس و شکّی نیست که حسّاس اشرفست از غیر حسّاس و حسّاس منقسم می شود بعاقل و غیر عاقل و شکّی نیست که عاقل اشرفست و عاقل منقسم می شود بعالم و جاهل و شکّی نیست که عالم اشرفست پس عالم اشرف افراد معقول خواهد بود و پوشیده نماند که این مقدّمات مزبوره مفید اینست که عالم اشرف افراد عاقل و عاقل اشرف افراد حسّاس و

حسّاس اشرف افراد نامی و نامی اشرف افراد موجود و موجود اشرف افراد معقول است و این مقدّمات بعد از ثبوت بطریقه قیاس[9] مفصول النتائج منتج مقصوداند و قیاس مفصول النتائج آنست که قیاسی ترتیب کنیم و نتیجه او را برداریم و با مقدّمه معلومه دیکر ترتیب دهیم تا آنکه قیاسی دیکر حاصل شود منتج نتیجه دیکر این نتیجه را نیز با مقدّمه معلومه دیکر ضمّ کنیم و نتیجه دیکر حاصل شود او را نیز با مقدمه معلومه دیکر ضم کنیم برین قیاس تا آنکه قیاسی حاصل شود که منتج مطلوب باشد چنانچه درین مقام بعد از اثبات این مقدمات مقدمه اخیره را بر مقدمه سابق بر او ضم می کنیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه