شرح معالم الاصول صفحه 203

صفحه 203

حجّه مجوّزیه الی الثّلاثه و الاثنین ما قیل فی الجمع و انّ اقلّه ثلاثه او اثنان کانّهم جعلوه فرعا لکون الجمع حقیقه فی الثّلاثه او فی الاثنین و الجواب انّ الکلام فی اقلّ مرتبه یخصّص الیها العامّ لا فی اقلّ مرتبه یطلق علیها الجمع فانّ الجمع من حیث هو لیس بعامّ و لم یقم دلیل علی تلازم حکمیهما فلا تعلّق لاحدهما بالآخر فلا یکون المثبت لاحدهما مثبتا للآخر.


______________________________

و هرکاه ثابت نشود که مراد از او نعیم است به تنهائی ما در جواب اکتفا می کنیم بوجه اوّل یعنی منع اینکه مراد ازو واحد است بلکه مراد جماعت کثیریست چنانچه مذکور شد و این وجه در توجیه سهولت از مصنف قدّس سرّه منقولست و پوشیده نماند که دفع این شبهه نزد امامیّه رضوان اللّه علیهم مشکل تر است بلکه ممکن نیست چه قول به اینکه مراد از ناس نعیم است از دو امام معصوم منقولست چنانچه کذشت و هرکاه معارضی از قول معصوم نبوده باشد و مؤیّدی نیز باشد که ان نقل اتّفاق مفسّرین است قول به او واجب خواهد بود پس الف و لام النّاس از برای تعریف عهد نتواند بود بنا بر اینکه اسم جمع معرّف

بلام عهد را بر واحد اطلاق نمی توان نمود و البتّه الف و لام استغراق و عموم خواهد بود و مطلب مستدلّ قوی می شود و حاصل آنکه بر مذهب ما یا می باید قائل شد به اینکه تخصیص لفظ عامّ تا واحد جایز است یا به اینکه اسم جمع معهود را بر واحد می توان اطلاق نمود و عن الخامس انّه غیر محلّ النّزاع أیضا تا حجّه مجوّزیه و جواب از دلیل پنجم ایشان اینست که این نیز از محل نزاع بیرونست زیراکه الف و لام در الخبز و الماء از برای استغراق و عموم نیست بلکه از برای عهد ذهنی است و اشاره است به حصّه ای از نان و اب که معلوم و معهود است در اذهان که خورده و آشامیده می شود به این معنی که مراد ازین معهود ذهنی قدری از نان و آبیست که در خارج موجود است و مطابق است با ان امر خارجی ان حصّه از حقیقت نان و اب که معهود است در اذهان و حاصل جواب اینکه اطلاق شده معرّف[59] بلام عهد ذهنی که یک فرد از معرف بلام جنس است بر فرد موجود معیّن ازین معهود ذهنی [که این معهود ذهنی] احتمال او و غیر او دارد و اراده آن فرد بخصوصه از میانه افراد محتمله ان معهود ذهنی شده بواسطه قرینه اکل و شرب و این اطلاق از قبیل[60] اطلاق معرّف بلام عهد خارجیست بر فرد موجود معیّن از افراد معهوده خارجیه چنانکه می کویی بمخاطب ادخل السوق و اراده می نمایی بازار معیّنی از بازارهای که معهود است میان تو و مخاطب به واسطه یک قرینه هرچند ان قرینه معتاد

بودن رفتن به بازار معلومی بوده باشد پس چنانکه السّوق در عهد خارجی از قبیل تخصیص عامّ نیست همچنین الخبز و الماء در عهد ذهنی ازین قبیل نیست حجّه مجوّزیه الی الثّلاثه و الاثنین ما قیل فی الجمع تا و الجواب دلیل آنان که قائلند بجواز تخصیص عام تا آنکه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه