شرح معالم الاصول صفحه 29

صفحه 29

و قد روینا بالطّریق السّابق و غیره عن محمّد بن یعقوب عن علیّ بن ابراهیم رفعه الی ابی عبد اللّه علیه لسلم ح و عن محمّد بن یعقوب قال حدّثنی محمّد بن محمود ابو عبد اللّه القزوینی عن عدّه من اصحابنا منهم جعفر بن احمد الصّیقل القزوینی عن احمد بن عیسی العلوی عن عباد بن صهیب البصری عن ابی عبد اللّه علیه السّلم قال طلبه العلم ثلاثه فاعرفهم باعیانهم و صفاتهم صنف یطلبه للجهل و المراء و صنف یطلبه للاستطاله و الختل و صنف یطلبه للفقه و العقل فصاحب الجهل و المراء موذ ممار متعرّض للمقال فی اندیه الرّجال بتذاکر العلم و صفه الحلم قد تسر بل بالخشوع و تخلی من الورع فدق اللّه تعالی من هذا خیشومه و قطع منه حیزومه و صاحب الاستطاله و الختل ذو خبّ و ملق یستطیل علی مثله من اشباهه و یتواضع للاغنیاء من دونه فهو لحلوانهم هاضم و لدینهم معاطم فاعمی اللّه علی من هذا خبره و قطع من آثار العلماء اثره و صاحب الفقه و العقل ذو کآبه و حزن و سهر قد تحنّک فی برنسه و قام

اللیل فی حندسه یعمل و یخشی وجلا داعیا مشفقا مقبلا علی شانه عارفا باهل زمانه مستوحشا من اوثق اخوانه فشدّ اللّه من هذا ارکانه و اعطاه یوم القیمه أمانه


______________________________

بدلیلی نیست لیکن مصنف قدّس سرّه بعضی از احادیث که دلالت بر این معنی دارد جهه تبرّک و تنبیه ذکر می نماید و از محمّد بن یعقوب تا بحضرت صادق علیه السّلم بدو سند نقل می کند می فرماید که و روّینا بالاسناد السّابق و غیره عن محمّد بن یعقوب جهل در لغت مقابل علم است و بمعنی استخفاف و استهزا نیز امده چنانچه خدای عزّ و جلّ در کتاب مجید بطریق حکایت از حضرت موسی علی نبینا و علیه السّلم فرموده که اعوذ باللّه ان اکون من الجاهلین یعنی پناه می کیرم به خدای تعالی از اینکه بوده باشم از جمله استهزاکنندکان بدلیل اینکه ان کلام از آن حضرت صادر شد در برابر قوم خود که می کفتند أ تتّخذنا هزوا یعنی ای موسی آیا تو بما استهزا می کنی و در این مقام مراد معنی ثانیست و مراء بمعنی مجادله و مخاصمه است و استطاله بمعنی تطاول و تفاخر و ختل بمعنی مخادعه و اندیه جمع ندی است بمعنی مجلس و سربال بمعنی قمیص است و سربل خشوع کنایه است از ملازمت و مداومت او چنانچه همیشه آدمی با قمیص می باشد و دقّ بمعنی کوفتن و خیشوم طرف اعلای انف است و من در من هذا درد و موضع و لفظ علی در علی هذا از برای تعلیل اند و دق خیشوم کنایه از ذلت و خواری است و حیزوم بفتح حاء بی نقطه و سکون یا و زای نقطه دار وسط صدر است

و قطع او کنایه از ریشه کن نمودن و استیصال است و خب بکسر خاء نقطه دار و تشدید باء مصدر است بمعنی خدعه و ملق مهربانی بسیاری است که محض ظاهر باشد بی موافقت باطن و حلوان بر وزن عثمان رشوه است و حطم بمعنی شکستن است و مراد از خبر بضم خاء نقطه دار و سکون باء دیده بصیرت است و کابه کآبه بر وزن فعاله و فعله شکسته حالتی است که عارض انسان می شود بسبب اندوه و غم و برنس بضم با و سکون رای بی نقطه و فتح نون کلاه نمد در ان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه