شرح معالم الاصول صفحه 33

صفحه 33

و بالاسناد عن المفید عن احمد بن محمّد بن سلیمان الرازی

قال حدّثنا مؤدّبی علیّ بن الحسین السّعدابادی عن ابی الحسن القمّی قال حدّثنا محمّد بن احمد بن ابی عبد اللّه البرقی عن ابیه عن سلیمان بن جعفر الجعفری عن رجل عن ابی عبد اللّه علیه السّلم قال کان علیّ علیه لسلم یقول انّ من حق العالم ان لا تکثر علیه السؤال و لا تاخذ بثوبه و اذا دخلت علیه و عنده قوم فسلّم علیهم جمیعا و خصّه بالتحیه دونهم و اجلس بین یدیه و لا تجلس خلفه و لا تغمض بعینیک و لا تشر بیدک و لا تکثر من القول قال فلان [و قال فلان] خلافا لقوله و لا تضجر بطول صحبته فانّما مثل العالم مثل النّخله حتّی تنتظرها متی یسقط علیک منها شی ء و العالم اعظم اجرا من الصّائم القائم الغازی فی سبیل اللّه تعالی و اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدّها شی ء الی یوم القیمه


______________________________

جواب بکوید و کفتکو نکنی در مجلس او با کسی و غیبت نکنی نزد او کسی را و دفع کنی از وی اکر به بدی یاد کرده شود نزد تو یعنی نکذاری که کسی بد او را نزد تو بکوید و اکر بکوید او را توجیه کنی به نحوی که قائل چنین بفهمد که بدی از وی صادر نیست و بپوشانی عیبهای او را و ظاهرسازی خوبیهای او را و با دشمن او ننشینی و با دوست او دشمنی نکنی پس هرکاه چنین سلوک کنی با استاد خود کواهی می دهند فرشتکان به اینکه تو ازین طلب علم قصد رضای خدای عزّ و جلّ نموده و فراکرفته علم خود را جهه نزدیکی به رحمت او نه از برای مردم

و حقّ شاکردان تو در علم اینست که بدانی که خدای تعالی ترا قیّم ایشان گردانیده در این علمی که به تو داده و در آن چیزی که بر تو ظاهر ساخته از خزینه های علم پس اگر نیکو معامله نمائی در تعلیم مردم و تندخوئی ننمائی با ایشان و دل تنگ نشوی بسبب تعلیم ایشان زیاد[13] می کند علم ترا خدای تعالی بفضل و رحمت خود یا اینکه زیاد می کند فضل خود را نسبت به تو و اگر تو منع کنی از مردم علم خود را و به ایشان تعلیم کنی لیکن با ایشان درشتی کنی در وقت طلب ایشان از تو این علم را واجب خواهد بود بر خدای تعالی که زایل گرداند از تو علم و نور او را و بیندازد از دلها جای تو را و بالأسناد عن المفید عن احمد بن محمّد بن سلیمان الرّازی تا اصل حضرت ابی عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق صلوات اللّه علیه فرمود که حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلم می فرمودند که حقّ عالم اینست که بسیار از وی سؤال نکنی که موجب ملال خاطر او شود و جامه اش را نکیری چنانچه متعارف نزد عوام و بی ادبان عرب و عجم که با هرکه خواهند تکلم نمایند اوّلا جامه او را می کیرند و می کشند تا او مطلع شود و نظر بجانب ایشان کند و هرکاه داخل شوی بر او نزد او جماعتی باشند پس سلام کن بر ایشان همه و مخصوص ساز استاد خود را به زیادتی تحیّت و بنشین برابر او و منشین عقیب او چه در وقت تکلم او باید که روبکرداند و متوجه تو شود

و این باعث آزار اوست و اشاره مکن با او بچشم و اشاره بدست مکن با او یا آنکه مراد اینست که در مجلس او با دیکری اشاره بچشم و دست مکن و بسیار مکو که فلان عالم و فلان عالم چنین کفته در حالتی که خلاف کفته او باشد و دل تنک مشو بسبب دراز کشیدن صحبت او و مثل عالم مثل نخله است که می باید انتظار او کشید تا چه وقت از او چیزی پیش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه