شرح معالم الاصول صفحه 51

صفحه 51

فصل و لا بدّ لکلّ علم ان یکون باحثا عن امور لاحقه لغیرها و تسمّی تلک

الامور مسائله و ذلک الغیر موضوعه و لا بدّ له من مقدّمات یتوقّف الاستدلال علیها و من تصوّرات الموضوع و اجزائه و جزئیاته و یسمّی مجموع ذلک بالمبادی و لمّا کان البحث فی علم الفقه عن الاحکام الخمسه اعنی الوجوب و الندب و الاباحه و الکراهه و الحرمه و عن الصّحه و البطلان من حیث کونها عوارض لافعال المکلّفین فلا جرم کان موضوعه هو افعال المکلّفین من حیث الاقتضاء و التخییر و مبادیه ما یتوقف علیه من المقدّمات کالکتاب و السّنه و الاجماع و من التّصوّرات کمعرفه الموضوع و اجزائه و جزئیاته و مسائله هی المطالب الجزئیّه المستدلّ علیها فیه المقصد


______________________________

دیکر بر او شرافت دارند باعتبار ثالث یعنی باعتبار اشتمال این ها بر مبادی علم فقه زیراکه احتیاج به سایر علوم دارد بخلاف علوم دیکر که همه ازو مستغنیند اکرچه علم فقه اشرفست از اکثر انها باعتبار غایت زیراکه فایده علم فقه ارتکاب اوامر و اجتناب نواهی است که موجب فوز بسعادات دنیوی و اخرویست و این اشرف غایات است بعد از غایات علم کلام امّا تاخر علم فقه از علم کلام و احتیاج این به آن زیراکه در علم فقه بحث می شود از چکونکی تکلیف و این بحث مسبوقست ببحث از معرفت نفس تکلیف و مکلّف بکسر لام یعنی تکلیف کننده که واجب تعالی و رسول اوست صلّی اللّه علیه و آله و خلیفه او و این همه در علم کلام دانسته می شود و امّا تاخّر علم فقه از علم اصول فقه پس ظاهر است زیراکه این علم بدیهی نیست بلکه نظری و محتاج به استدلال است و علم اصول فقه متضمّن بیان کیفیّت استدلال است

و از این دلیل ظاهر می شود وجه تاخّر علم فقه از علم منطق نیز زیراکه علم منطق متکفّل بیان صحّه طرق استدلال و فساد انها است و امّا تاخّر علم فقه از علم لغت و نحو و صرف پس از این جهت است که از جمله مبادی این علم کتاب و سنّت است و احتیاج علم بکتاب و سنّت باین سه علم ظاهر است پس این علوم یعنی کلام و منطق و لغت و صرف و نحو علومند که واجبست تقدّم معرفت انها بر علم فقه فی الجمله و بیان مقدار حاجت ازین علوم در محلّ دیکر دانسته شده و حاصل آنچه محقّقین ذکر نموده اند در مقدار حاجت اینست که بعد از اثبات صانع و صفات لایقه به او و اثبات رسول و امام و حشر و نشر واجبست از برای شروع در فقه دانستن علوم عربیّت و منطق قدری که او را در هر علمی از ان علوم ملکه بهم رسد که هر مسئله از مسائل انعام که بر او وارد شود بسهولت تواند تحصیل نمود هرچند بعنوان رجوع بکتب معتبره ان علم باشد و لازم نیست که جمیع مسائل ان علم بالفعل نزد او حاضر باشد

[فصل فی موضوع علم الفقه و مسائله]

فصل و لا بدّ لکلّ علم ان یکون باحثا عن امور لاحقه لغیرها تا المقصد و ضرور است که در هر علمی بحث شود از احکامی که عارض غیر می شوند و این احکام را مسائل ان علم و ان غیر را موضوع او می نامند چنانچه در علم نحو مثلا بحث می شود از احوالاتی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه