شرح معالم الاصول صفحه 7

صفحه 7

الحمد للّه المتعالی فی عزّ جلاله عن مطارح الأفهام فلا یحیط بکنهه العارفون


______________________________

بعد از حذف همزه در عوض الف و لام درآوردند اللّه شد و اله بمعنی معبود است مطلقا خواه معبود بحق باشد یا باطل لیکن بعد از تغییر باللّه اختصاص یافته

بمعبود بحق بلکه علم شده از برای ذات واجب تعالی بعینه و رحمن و رحیم دو اسمی اند که مشتقند از رحم صیغه مبالغه اند که دلالت دارند بر اتصاف ذات اللّه تعالی بکمال رحمت لیکن رحمن ابلغ است از رحیم و دلالت دارد بر زیادتی رحمتی رحمن که از رحیم فهمیده می شود باعتبار آنکه حروف ملفوظه او یکی زاید است و زیادتی لفظ دلالت دارد بر زیادتی معنی چنانچه صاحب کشاف کفته که در راه حجاز کجاوه عجمی را دیدم و از عظمت او نسبت به شقدف که کجاوه صفیر است که در حاج شام و غیره شایع است مرا خوشامد از یکی عربی پرسیدم که این چه نام دارد جواب داد که هرکاه نام او شقدف باشد نام این شقنداف خواهد بود که بسبب زیادتی معنی نام را نیز زیاده کرد و زیادتی رحمن بر رحیم معنی کاه باعتبار کمیّت می باشد و کاه باعتبار کیفیت و بنا بر اوّل وارد شده یا رحمن الدّنیا و رحیم الآخره چه رحمت دنیوی واجب تعالی شامل مؤمن و کافر جمیعا هست بخلاف رحمت اخروی که مخصوص مؤمنین است و باعتبار ثانی کفته می شود یا رحمن الآخره و رحیم الدّنیا چه نعمتهای اخروی بحسب کیفیت نسبتی به نعمتهای دنیوی ندارند هرچند عدد مرحومین در آخرت کمتر باشند اکر کسی کوید که شما کفتید که ایشان صیغه مبالغه اند و مشتقند از رحم و حال آنکه رحم متعدی است و لازم نیامده و از فعل متعدی صیغه مبالغه بنا نمی شود جواب می کوییم که کاه هست که از فعل متعدّی بنا می شود چون غضبان که مشتق است از غضب و علیم که

ماخوذ است از علم و حال آنکه غضب و علم نیز لازم نیامده اند و سببش آنست که نقل می کنند اولا فعل مکسور العین متعدی را بسوی فعل مضموم العین که لازم است و بعد از ان از او مبالغه بنا می کنند مثلا غضب را نقل کردند بغضبه علم را بعلم و رحم را برحم و بعد از ان غضبان و علیم و رحمن و رحیم بنا نمودند و مصنف س سرّه بعد از ابتدای بتسمیه ابتداء نمود بتحمید از جهت متابعت این حدیث دیکر که کلّ امر ذی بال لم یبدأ فیه بحمد اللّه فهو اقطع و متابعت قران مجید و فرمود که الحمد للّه المتعالی فی عزّ جلاله عن مطارح الافهام فلا یحیط بکنهه العارفون حمد در لغت ثنائی است بزبان بر جمیل اختیاری یعنی بزبان بر نیکوئیها که باختیار محمود بوده باشد خواه نعمتی از محمود بحامد رسیده باشد و خواه نی و شکر ثنائیست بر جمیل اختیاری در مقابل نعمت خواه بزبان باشد و خواه به اعضای ظاهره پس نسبت میان حمد و شکر عموم و خصوص من وجه است چه هر دو با هم یافت می شوند در حمد خدای تعالی بلسان در مقابل نعمت و حمد بدون شکر یافت می شود در جائی که از محمود نعمتی بحامد نرسیده باشد و شکر بدن و حمد یافت می شود در ثنائی که بغیر لسان باشد از اعضا و جوارح دیکر یا بقلب باشد و بس و نزد محقّقین حمد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه