جامع شتات جلد 2 صفحه 492

صفحه 492

1- بعضیها لفظ " مضطر " را نیاورده اند و به عبارت " احتیاج و مصلحت " بسنده کرده اند

220- سوال:

220- سوال: اذا اراد ولی الصغیر والصغیره الجمع بین اموالهما لیسهل علیه الامر فی المعامله لهما. و کان لهما مال مشترک بینهما مجهول القدر فی کیس، و مال مختص بکل واحد منهما فی کیسین لا یعلم مقدار هما ایضا. فاراد ان یاخذ من الکیسین اثلاثا و یصب علی الکیس المشترک. و بنی علی ان یاخذ علی التدریج، فاخذ من الکیس المختص بالصغیره عشره دراهم باراده ان یاخذ بعده من المختص بالصغیر عشرین و صب علی المشترک. واتفق حین الصب انه کان تسعه و لا یدری ان الاشتباه هل وقع حین الاخذ او حین الصب (؟ -؟) فما تکلیفه؟ و ما وجه الاستخلاص؟.

جواب:

جواب: مقتضی اصل العدم کون ما اخذ [ ها ] تسعه. ولکن اذا کان مقصرا او اراد الاحتیاط یدخل درهما فی المشترک (لیتم العشره) من مال نفسه. و یاخذ العشرین من المختص بالصغیر و ینقله الی مجموع الصغیرین حسبتا بعنوان الهبه او المصالحه علی سبیل التردید بان یقصد فی النقل نقله الی الصغیره - لو کان الدراهم تسعه فی نفس الامر - لتحصیل المثالثه بینهما. او الیهما معا اثلاثا لو کان الدراهم عشره. والظاهر ان مثل هذا التردید غیر مضر فی الانشاء (1)

221- سوال:

221- سوال: چه می فرمایند در اینکه کسی غایبی قدری قرض داشته. وخانه و باغچه دارد که در آن خانه شخص حاضری شریک است. و طلبکار غایب به خدمت ملازمان عالی عرض نموده و ملازمان سر کار فرموده بودند که عالیجناب مقدس القاب آقا سید مهدی مبایعهء خانه نموده دین او را بعد از ثبوت و قسم ادا نماید. و شرکای خانه که حاضرند مدتی است که احتیاج به قیمت خانه دارند و میخواهند که بفروشند و به علت آنکه مبادا ضرر به مال غایب برسد به علت شراکت شخص خارج، نفروخته اند. و در این اوقات شرکای حاضر نیز کمال احتیاج به مبایعه دارند. و خانهء غایب هر گاه کلا فروخته شود علاوه بر دینی است که دارد. و آقا سید مهدی از علاوه احتیاط می کند که بفروشد و قدر دین را نیز به این علت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه