جامع شتات جلد 6 صفحه 204

صفحه 204

1- مراد کُهل= آغل زیر زمین است.

2- حظیره: جائی که با چوب، کپر، خار، محصور می شود تا گوسفندان در آن نگه داری شوند.

3- برای همۀ مسلمانان، نه فقط برای مردمان آن قریه ها. زیرا مصداق حریم نیست.

4- مراد قریه ای است که دور است.

مزاحمی، کسی مزاحم آن ها نمی تواند شد. و تتمّۀ آن بیابان مباح است برای مسلمین. و ظاهر این است که هر کی زود تر حیازتِ قدری از آن بیابان بکند (به این معنی که گوسفند خود را بَرَد و [د]ر آن جا ساکن کند به قدر حاجت او) دیگری او را مانع نتواند شد. و [ظاهر این است که] این در معنی تحجیر باشد نه احیای موات، پس موجب اولویّت او خواهد بود.

و ممکن است که بگوئیم که: هرگاه طریقۀ مستمرّه چنین باشد ک اهل قریۀ دویّم هر قدر معیّنی به قدر حاجت از آن بیابان را- بعد از وضع مقدار حاجت قریۀ اولی- در تصرف داشته باشند، هم حکم شود به تملّک آن ها از باب حریم. و همچنین تا به آخر.

و اما حکایت نقب هائی که در زیر زمین کنده شده، و سنگچین ها و حظیره ها: پس ظاهر این است که هرگاه کسی مدعی ملک آن ها نباشد، در حکم مباحات است نه در حکم مجهول المالک، یا بلا مالک. به جهت آن که اظهر این است که نیّت تملک در حیازت مباحات و احیاء موات، شرط است. و از این جا است که گفته اند که هرگاه کسی چاهی در بیابان بکَنَد از برای این که از او چند روزی منتفع شود نه به قصد تملک، همین که آن شخص از آن جا رفت و اعراض کرد، هرگاه عود کند، او و دیگران مساوی اند. و مجرّد کندن نقب و سنگچین ساختن در زمین مباح، مستلزم ملک نیست(1).

پس هر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه