جامع شتات جلد 6 صفحه 214

صفحه 214

1- یعنی در این جا دو چیز با دو عنوان وجود دارد: ارض موات که صاحب باغ آن را احیا کرده. و قنات موات که افرادی احیای آن را شروع کرده اند. احیای اول مانع از احیای دوم نمی شود. و چون احیای قنات «شروع» شده، پس اختلاف آنان، اختلاف دو مالک است. اما در جواب مسئلۀ شماره 16 «شروع» را به منزلۀ تحجیر دانسته است که موجب اولویّت است نه مالکیت. لیکن تحجیر و اولویّت نیز در این بحث، کافی است.

2- در نسخه: حصار.

ام، آیا سخن او مسموع است یا نه؟-؟ و در صورت مسطوره، اگر قصد ملکیّت را ادعا کند از جهت خود به محض حیازت، مسموع خواهد بود یا نه؟-؟ و بر فرض مسموعیت دعاوی، مشتری قنات مزبوره از اِخراجات بگذرد؟ آیا تسلّطی به بایع دارد یا نه؟-؟

جواب:

جواب: موات مجهول المالک، مال امام است. و هر کس از مسلمین که احیا کند مال او می شود. و د[ر] این جا تکیه بر احیا است، نه بر بیع. در خاطرم هست که به شما گفته بودم. و شما از باب احتیاط و استناد به حاکم، خواهش کردید که صیغۀ بیع جاری شود و قیمت آن به فقرا داده شود(1). پس تکیه به بیع نیست که با وجود عدم احیا هم کسی نتواند در او تصرف کرد.

و هرگاه احیا شده باشد یا تحجیری که اولویت از برای او حاصل شود، تصرّف عمرو غلط است و غاصب است. و ظاهر این است که احیای بعضی از آبار آن(2)، در معنی تحجیر در باقی هست. بل که بالاتر هم.

و با وجود عدم احیا و تحجیر، تصرف عمرو صحیح است و ملک او می شود با قصد حیازت. و اولی به او است با عدم قصد.

17- سؤال:

17- سؤال: خرابی بلا مالکی در جنب خانۀ کمترین، بوده و او را هموار کردم و قابل زراعت کردم به قصد این که هرگاه صاحبش پیدا شود، به او رد نمایم. مهدی نامی مرا فریب داد و قدری از آن را به او فروختم و به مشارکت آن دیواری بر دور آن کشیدیم. و الحال که مطلع گردیده ام بیع آن بی صورت است، می خواهم استراداد نمایم، نمی دهد. آیا شرعاً تسلّط دارم بر استرداد یا نه؟-؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه