جامع شتات جلد 6 صفحه 303

صفحه 303

1- در نسخه: نکرده.

2- از جمله ذیل ح 1 و نیز حدیث 5، از باب 13، وسائل، ابواب اللقطه.

3- در نسخه: و هرگاه.

جایز نیست گرفتن آن. و ظاهراً در آن خلافی نیست بل که دعوی اجماع بر آن شده، و احادیث صحیحۀ مستفیضه هم دلالت دارد بر آن، که از جملۀ آن ها صحیحۀ حلبی است «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی وَجَدْتُ شَاهً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) هِیَ لَکَ أَوْ لِأَخِیکَ أَوْ لِلذِّئْبِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی وَجَدْتُ بَعِیراً فَقَالَ مَعَهُ حِذَاؤُهُ وَ سِقَاؤُهُ حِذَاؤُهُ خُفُّهُ وَ سِقَاؤُهُ کَرِشُهُ فَلَا تَهِجْهُ»(1).

و علاوه بر اخبار دلالت دارد بر آن، حرمت تصرف در مال غیر بدون اذن او. و خوف تلف هم بر آن نیست، چون سباع بر آن غلبه ندارد خصوصاً صغار سباع(2). و گاه است صاحب آن در تفحص آن باشد و به دست او برسد چون می داند که غالباً که کجا مانده است، و هرگاه این شخص بگیرد ضایع شود. و در بعضی اخبار به این معنی تنبیه شده.

و مشهور این است که اسب هم در حکم شتر است بل که ظاهراً خلافی در آن نیست و روایت سکونی هم دلالت بر آن دارد: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): [أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)] قَضَی فِی رَجُلٍ تَرَکَ دَابَّتَهُ مِنْ جَهْدٍ فَقَالَ إِنْ تَرَکَهَا فِی کَلَإٍ وَ مَاءٍ وَ أَمْنٍ فَهِیَ لَهُ یَأْخُذُهَا حَیْثُ أَصَابَهَا وَ إِنْ تَرَکَهَا فِی خَوْفٍ وَ عَلَی غَیْرِ مَاءٍ وَ لَا کَلَإٍ فَهِیَ لِمَنْ أَصَابَهَا»(3). و روایۀ مسمع بن عبدالملک هم به این مضمون است با زیادتی. و مؤیّد آن است مشارکت آن با شتر در منع از صغار سباع.

و در مسالک(4)، استر را هم ملحق به اسب کرده به سبب آن که آن هم غالباً صغار سباع تسلّطی بر آن ندارد. و صاحب کفایه در آن اشکال کرده، و اظهر الحاق است، به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه