جامع شتات جلد 6 صفحه 63

صفحه 63

1- مسئلۀ شماره 6 نیز به این مسئله مربوط است.

2- توضیح: یعنی زید می تواند به هر کدام از آن دو نفر رجوع کند.- در این جا نکتۀ دیگر نیز هست: اگر زید اسب را از عمرو گرفته و به عمله بدهد و بگوید «ببر در فلان جا ببند»، در این صورت فقط زید ضامن است.

مانع او نمی تواند شد. بلی : اگر نقصان به مخروبۀ مالک برسد به سبب آن تصرف؛ تفاوتی در قیمت آن خرابه با صفت خرابی(1)

[به هم] برسد، ارش آن را باید بدهد.

و هرگاه مالک بگوید: [قیمت آن را بگیر و خراب مکن. بر غاصب لازم نیست قبول. و همچنین هرگاه غاصب](2)

بگوید: آن ها از تو باشد قیمت بده. بر مالک لازم نیست قبول. و همچنین هرگاه غاصب بگوید: به تو بخشیدم (که فارغ شود از تحمل ازاله) و مالک خواهد آن ها را خراب کند و ازاله کند، بر مالک لازم نیست قبول هبه. [و] در صورت مذکوره بر غاصب اجرۀ المثل خرابه است از حین غصب الی حین تسلیم.

و از آن چه گفتیم، حکم اشجار هم معلوم می شود که هرگاه نهال از مال مالک بوده، الحال باز مال اوست؛ اجرۀ المثل زمین را با منافع اشجار از غاصب می گیرد. و اگر خواهد امر می کند غاصب را که درخت ها را بکن و زمین را هموار کن(3).

و اگر مال غاصب بوده غاصب مسلّط است بر مال خود. و هیچیک را نمی توان الزام کرد به قبول معاوضه. پس غاصب اگر خواهد درخت خود را می کَنَد و اجرۀ المثل زمین را می دهد و زمین را هموار کرده به دست او می دهد(4).

و اگر به مالک ببخشد یا به قیمت آن راضی شود و مالک هم قبول کند، باکی نیست. و اگر راضی نشود او را الزام نمی توان کرد.

و از این جا معلوم می شود حکم این مسئله که: غاصبی خانۀ کسی [را] غصب کند و دیوار او را گجکاری یا به طلا و لاجورد نقاشی کند که غاصب می تواند ازالۀ آن ها را بکند، و اگر نقصانی حاصل شود به اصل خانه، از عهده بر آید.

5- سؤال:

5- سؤال: شاخۀ درخت زید به هوای زمین عمرو رفته، ضرر به عمرو می رسد. می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه