جامع شتات جلد 6 صفحه 89

صفحه 89

1- می توان این کلمه را به صورت «مویز به ارش» نوشت و درستش هم همین است. اما نظر به این که در ادبیات امروزی معنی صحیح و روشنی نمی دهد، نیاز به «با» است.

2- غیرهم: اهل سنت- جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج 6 ص 257 و 258.

3- همان، متن شرح.

4- در آیه ها لفظ «مثل» آمده است: «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُم» آیه 194 سورۀ بقره. و «إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه» آیه 126 سورۀ نحل. و «جَزاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُها» آیه 40 سورۀ شوری. و میرزا(ره) می گوید شمول آیه ها به این مسئله، جای اشکال است.

به جهت آن که مثل، عین مال نیست که بگوئی آن قیمت از باب حیلوله بوده و حق مغصوب منه باقی است در اصل مال.

بلی اشکال در صورتی است که یخ در زمستان هم قیمتی داشته باشد اما بسیار کمتر از مغصوب، که در این جا وجوب ارش، معلوم نیست بل که ظاهر این است که به دفع مثل، حق ساقط شود. چنان که تصریح به این از محقق ثانی شده(1).

و اما اجرت حمل و نقل و غیر آن: پس هرگاه به اذن باغبان نیست، بر همان شریک است.

و باید دانست که: در صورت تمکّن از مویز که رجوع به ارش می شود، معتبر بقای عین مال است [نه](2)

مطلق مویز. پس با تلف شدن عین مویز باغبان، رجوع به مثل انگورهای تالفه می شود در انگور. و رجوع به مثل مویز تالفه با ارش آن، می شود در مویز. و با عجز از مثل، رجوع به قیمت یوم النقص. چنان که مذکور شد.

و اما مسئلۀ رجوع شریک به بایع: پس اگر با علم به این (که مال غیر که باغبان است) در آن هست و خریده، پس اگر قیمت باقی است، رجوع می کند به آن. والاّ فلا. و اگر با جهل بوده، رجوع می کند شریک به مالک در آن چه غرامت کشیده.

و اشکالاتی که بر جواب شده:(3) اول: قبله گاها(4) آن که فرموده اند که «انگور مثلی است» آیا نظر به این که انگور انواع دارد، هرگاه آن شریک انواع متعددۀ انگور آن باغبان را تلف نموده باشد، و هر یک از انواع، مختلفۀ القیمۀ و مجهول القدر باشد و لکن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه