جامع شتات جلد 6 صفحه 92

صفحه 92

1- در نسخه: عمر.

این است که قیمت نقص که آن را ارش می گویند از باب قیمیّات است، نه مثلیّات. زیرا که در این جا انگور تلف نشده که بگوئیم که انگور مثلی است و در مثلی، قیمۀ المثل یوم الدّفع را باید بدهد علی الاظهر. بل که رطوبت کائنه در آن، بر طرف شده (و صدق آب هم بر آن، ممنوع است، هرگاه مسلّم داریم که آب مثلی است). بل که آن ارش که قیمت آن تالف است و متعلق به آن تالف است از باب قیمیات است که اظهر در آن اعتبار یوم التّلف است. پس ارش همان وقت تلف شدن را می گیرد. که [در] مسئلۀ «غصب جامه که به سبب کهنه شدن، ارش متعلق شود» که اعتبار قیمت قبل از کهنه شدن، می شود هر چند قیمت جامه ترقی کند و قیمت کهنۀ آن مساوی قیمت ما قبل کهنه شدن بشود، علی الاقوی.

و اما توهّم عدم لزوم ارش مطلقا (به سبب آن که آن چه تلف شده است از اجزاء مائیّه است که قیمتی ندارد، پس باید همان عین تنها را ردّ کند، چنان که عبارت شیخ که علاّمه در مختلف نقل کرده موهم آن است)، پس آن به غایت ضعیف است. و عبارت این است «إذا غصب نخلاً فأثمر رطبا ردّه بحاله، فإن تلف قال الشیخ: ردّ قیمه الرّطب، لأنه یضمن بالمثل، وکذا العنب والتفاح ونحوهما، وإن شمّسه وتلف فعلیه ردّ مثله، لأن للتّمر مثلاً. وفی الفرق إشکال»(1). و وجه ایهام عبارۀ این است که اکتفا شده است در تمر و متعرض ارش نشده هرگاه ارشی داشته باشد.

و ظاهر این است که مراد شیخ این است که تمر مثلی است و قیمی نیست پس باید مثل را ردّ کند نه قیمت را. نه این که اگر ارشی داشته باشد ارش را نگیرد(2).

بلی بر شیخ وارد است اشکال علاّمه در فرق مابین رطب و عنب و مابین تمر؛ که چرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه