جامع شتات جلد 10 صفحه 221

صفحه 221

1- بلی: برخی از بزرگان ما، مانند میرزا قدس سرّه، در برابر تهاجمات صوفیان (به ویژه تهاجمات صوفیان صدروی، که بزرگان دین را متهم می کردند و می کنند؛ که شما خبری از این عالَم ندارید) منفعل شده و برای اثبات تبحّرشان در این وادی تخیلات، گاهی از این گونه اظهار نظرها کرده اند. دو رساله در رد تصوف و یک پاسخ مشروح که به ملا علی نوری داده، کجا و این روی خوش نشان دادن کجا؟-؟.

2- در نسخه: چندان.

3- در نسخه: مواجه.

4- در نسخه: و خاص.

ندارد تا فرق سر. که اولی را «ارغم» می گویند و دومی را «انزع» می گویند(1).

پس؛ هرگاه تحدید سر را به محل روئیدن مو گذاشتیم، آیا مراد در وضع مرتبۀ معیّنه است از روئیدن مو؟ که اختلافی در [مسمای](2)

سر نمی باشد؟ یا آن که سر هر کسی تابع روئیدن موی او است؟ حق این است که چون اطلاقات منصرف به عرف می شود، و عرف ملاحظۀ شایع غالب را می کند. چون غالب مردم مستوی الخلقه می باشند، پس مراد محلّ روئیدن موی مردمان مستوی الخلقه باید باشد.

هرگاه این را دانستی؛ پس هرگاه «مَقْدم» را اضافه کنیم به «شعر رأس»، معنی آن مَقدم شعر رأس مستوی الخلقه باید باشد. پس مراد شهید(ره) چون این است که بیان کند که «ارغم» بر پیشانی مسح نکند به گمان این که مَقدم شعر است، و «انزع» بر فرق سر مسح نکند چون که مقدم شعر رأس او آنجا است، بل که چون رأس حقیقی محل روئیدن موی سر مردمان مستوی الخلقه است که اغلب مردم اند. و مقدم موی سر حقیقی که بر آن به عنوان حقیقت صدق [می] کند که مقدم موی سر است، این دو قسم هیچکدام نیستند.

پس باید فرض کرد که اگر این دوشخص مستوی الخلقه بودند کجای سر ایشان محل مقدم موی سر بود، همان را مسح کند. که آن اگر چه مقدم موی سر حقیقی نسیت و لکن در حکم مقدم موی سر حقیقی است. پس «حقیقۀً»(3) اشاره است به مقدم موی سر اغلب ناس که مستوی الخلقه اند. و «حکماً» اشاره است به آن جائی از موی سر آن [د]و فر قۀ دیگر که آن موضع از سر ایشان در حکم مقدم شعر رأس مستوی الخلقه است. و مراد به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه