جامع شتات جلد 10 صفحه 222

صفحه 222

1- و آن را که طاسی او به فرق سر نرسد، «صَلَع» یا «اَصلع» می گویند.

2- در نسخه: مسمی.

3- یعنی کلمۀ «حقیقۀً» در کلام شهید(ره).

کلمۀ «او بشرته»، سر تراشیده است که موی سر در محلّ مستوی الخلقه داشته اما تراشیده است، که [او بر](1)

پوست سر مسح می کند.

و چون ضمیر در کلمۀ «او بشرته» راجع است به «مقدم شعر رأس». چون قاعده این است که در چنین جائی، ضمیر به مضاف راجع می شود نه به مضاف الیه. و انزع مقدم شعر رأسی ندارد که آن مقدم شعر، بشره داشته باشد. پس نمی توان گفت که کلمۀ «او بشرته» اخراج انزع را می کرد و کلمۀ «حقیقۀً» هم اخراج ارغم را می کرد پس دیگر حاجت به ذکر «او حکماً» نبود.

بلی: اشکال دیگر هست که: کلمۀ «او حکماً» سر تراشیده را هم داخل می کرد(2) مثل سر انزع، پس احتیاج به کلمۀ «او بشرته» نبود. و ظاهر این است که این را به جهت توضیح گفته، چون در فهم «سر تراشیده» خفائی بود.

و اما کلمۀ «او منکوساً»: پس آن معطوف است بر معطوف علیه مقدّری که کلمۀ «من الاَعلی» است. یعنی: «الرّابع؛ وجوب مسح مقدم شعر الرأس من الاَعلی او منکوساً». و قرینۀ مقام شاهد آن است. به جهت آن که چون خلقت مو به این نحو شده که از بالا روئیده رو به پائین، و مسح بر مو منصرف می شود بر مسح بر آن بر نهج خلقت، و آن مستلزم ابتدای به اعلی است. و اگر نه، مسح بر مقدم مو بر نهج متعارف که مسح بر روی مو باشد، ممکن نمی شود. به این جهت محتاج به ذکر «او منکوساً» شد.

و الحاصل: متبادر از مسح مقدم شعر، مسح بر روی آن است. و مسح بر روی مو نمی توان اِلاّ به ابتدای به اعلی. و در صورت منکوس، مسح بر زیر مو می شود، نه رو. پس معطوف علیه در حکم مذکور است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه