جامع شتات جلد 10 صفحه 272

صفحه 272

1- در فارسی، اصطلاحاً به آن چرکنویس در مقابل پاکنویس گفته می شود.

2- در نسخه: تسوید.

3- در نسخه: مسود.

کند. بل که از باب ضرورت و اتفاق کم کم آن چه به قلم متجدد می شود در آن جا(1)

ثبت می شود، یک بار با خبر می شود که صفحه سیاه باشد.

پس مناسب صیغۀ اسم فاعل از باب افعلال است. چون این باب لازم است و اسم مفعول در آن بی معنی است، و مبالغه هم به عمل آمده.

پس این منافات ندارد با آن که در ادعیه و النسۀ عرب لفظ اسم مفعول باب تفعیل و سایر اشتقاقات؛ از امر و نهی و غیره، استعمال شده باشد. و اگر استعمال را دلیل می کنی، در قرآن و ادعیه هم به صیغۀ باب افعلال بسیار استعمال شده مثل؛ «وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّه»، «یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ»، «وَ أَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ»، «فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُم». و «اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ الْوُجُوهُ»(2) و «لَا تُسَوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَبْیَضُّ الْوُجُوه»(3). و در بعض نسخ کلمۀ «فیه» قبل از «وجوه» هست.

و تکیه در استعمال باب افعلال در وجوه در آیات و ادعیه، این است که: بعضی روها در روز قیامت سفید است و بعضی سیاه؛ یا به عنوان حقیقت یا به عنوان کنایه از خجلت و شرمندگی گناهان، و گرفتگی و غم و اندوه. و از فرح و انبساط و شادی و بشاشت و رستگاری، و خشنودی جناب اقدس الهی. پس آن سیاه روئی از گناهان و خجالت و انفعال، از باب فعل لازم است که آن حالت از باب تاثیر است که بدون قصد آن شخصی است که این حالت به او است. و همچنین در بیاض. پس بندۀ بی چاره، در چاره جوئی از فاعل قادر مختار، تغییر حال را طلبیده که آن حالتی که لازم کردار من است و از آثار افعال من است، تو آن را تفضّلاً بردار و به جای آن مرا سفید رو کن در روزی که روها سیاه می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه